النسفي (مترجم: مجهول)

22

مدارك التنزيل وحقائق التأويل (تفسير النسفي) (تفسيرى نسفى) (فارسى)

ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ باز روى بگردانيديت از بعد آن فَلَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَكُنْتُمْ مِنَ الْخاسِرِينَ اگرنه فضل خداى تعالى و رحمت وى بود « 1 » شديتى از زيان‌كاران . ( 64 ) وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ و هرآينه دانسته‌ييت آنها را كه از حدّ فرمان بيرون « 2 » رفتند ، و روز شنبه ماهى گرفتند ؛ فَقُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ كرديمشان كپيان راندگان ، از رحمت دور ماندگان . ( 65 ) فَجَعَلْناها نَكالًا لِما بَيْنَ يَدَيْها وَ ما خَلْفَها وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ و كرديم اين حال را سبب زجر اهل آن جايها كه بودند پيش و پس شهر ايشان ، و پندى متقيان ديگر كه آيند بعد عصر ايشان . ( 66 ) وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً و ياد كنيت چون گفت موسى مر قوم خويش را ، كه خداى تعالى مىفرمايد شما را كه : گاوى بسمل كنيت ، آنگاه كه خواستيت كه كشندهء عاميل را بدانيت ، و پوشيدگى را « 3 » زايل كنيت . قالُوا أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً گفتند ا ما را مىفسوس دارى ، كه سؤال ما را جواب نامعقول مىآرى ؛ قالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ گفت به خداى مىاندخسم « 4 » ، كه از جاهلان باشم . ( 67 ) قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ گفتند پس از خدا بخواه تا بيان كند ما را « 5 » كه اين گاو بر چه سال مىبايد ، و بر چه حال [ مىبايد ] . قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا فارِضٌ وَ لا بِكْرٌ عَوانٌ بَيْنَ ذلِكَ گفت وى مىگويد كه گاوى بايد « 6 » نه پير و نه جوان ، بلك ميان اين و آن ؛ فَافْعَلُوا ما تُؤْمَرُونَ اين چنين گاو را « 7 » بسمل

--> ( 1 ) - ن : بودى ( 2 ) - ن : برون . ( 3 ) - ن و « ت » : « را » ندارد . ( 4 ) - اصل : مىانداختيم . ( 5 ) - ن : « ما را » ندارد . ( 6 ) - ن : مىبايد . ( 7 ) - در هر دو نسخه : بسمل كنيد اين چنين گاو را .