النسفي (مترجم: مجهول)

مقدمه و پيشگفتار 8

مدارك التنزيل وحقائق التأويل (تفسير النسفي) (تفسيرى نسفى) (فارسى)

رشيد الدّين ميبدى و ابو الفضل بيهقى و ساير دبيران و بزرگان . و همين‌گونه بودند شاعران دربار سلطان محمود غزنوى و سلجوقى ، مثل : عنصرى ، فرّخى ، منوچهرى ، نظامى ، سنائى و مانند آنان . اكنون به برخى از فوايد اين تفسير مىپردازيم : 1 - به‌هيچ‌وجه مزاحمت و برخورد ميان سنّى و شيعه در سرتاسر اين كتاب ديده نمىشود و بالعكس هركس ترجمهء سورهء و الفجر را بخواند گمان مىكند كه امام نسفى شيعه بوده است ؛ زيرا مىگويد : « سوگند به سپيده‌دم روز اوّل محرّم و سوگند به دههء عاشوراى محترم و سوگند به سپيده دم روز اوّل ماه رمضان و سوگند به دههء آخرين ماه رمضان . . . » ( ج 2 ، ص 1159 ) . 2 - موزون بودن عبارات و صنايع بديعى و عروضى آن ، نشان مىدهد كه مردم ما شيفتهء جاذبه‌هاى شعرى بوده و جامعهء ايرانى همواره از شعر و موسيقى در هر مرحله‌اى كه بوده استقبال كرده‌اند . بىجهت نيست كه پس از انقلاب كبير فرانسه كه چون شعر نو ، پا به محافل ادبى كشور ما گذاشت - بجز معدودى - چگونه مردم از آن استقبال كردند و از آن بعنوان حربه‌اى بر ضدّ استعمارگران به كار گرفتند ؟ به ويژه كه سابقهء شعر هجايى در آثار پيش از اسلام ، از قبيل : گاتهاى زردشت ، ايادگار زريران و درخت آسوريك وجود داشته است . 3 - اين تفسير كه با ترجمهء فارسى زيبايى نوشته شده و سابقه‌اى تقريبا هزارساله دارد مىتواند براى كشورهايى چون : هند ، پاكستان ، افغانستان ، تاجيكستان و ساير كشورهاى آسياى مركزى براى آشنايى آنان به سر چشمهء زلال دين اسلام بسيار پرفايده و ثمربخش باشد ، به ويژه كه هنوز آنان نزديك به واژگان اين تفسير سخن مىگويند . 4 - از نظر واژگان و تعبيرات اصيل بقدرى غنى است كه مىتواند پشتوانهء زبان فارسى و دستمايهء فرهنگستان زبان و ادب فارسى در ايران گردد ، لغاتى همچون : آسغده ، آگفت ، آماشتن ، انفرز ، بسوج كردن ، چفسيدن ، خويدرها ، زموده‌گر ، غريفج ، غوشه ، فسيت كردن ، فيريده شدن ، كيفتن ، كنانه ، ناويدن ، هياشيده و صدها واژه ديگر . ( به همين واژه در مقدّمهء جلد نخست و پايان جلد دوّم ) . اكنون به كارى كه در مرحلهء سوّم انجام گرفته است اشاره مىكنيم : 1 - متن كتاب يك‌بار ديگر با نسخهء عكسى تفسير نسفى با دقّت مقابله گرديد و رفع عيوب شد . 2 - تمام حروف و كلمات كم‌رنگ و يا نقطه‌هاى ناخوانا و پريده ، همه را با قلم ويژه و مركّب سياه ، پررنگ كردم .