النسفي (مترجم: مجهول)

مقدمه و پيشگفتار 12

مدارك التنزيل وحقائق التأويل (تفسير النسفي) (تفسيرى نسفى) (فارسى)

و عزمش پاينده و كوبنده است ، و خداوند در همه حال حافظ و نگهبان . « 1 » اين بدانديشان به زودى دريافتند كه آرامگاهش كعبهء دل‌ها ، و قبرش طواف‌گاه صدها گروه سوخته جان و مشتاق شده است ، و مزارش زيارت گه هزاران هزار زائر خسته‌دل . ازاين‌رو همهء سلاطين و امرا و وزرا و صدور - خواسته و يا ناخواسته - به فضل و كمال آن حضرت مقرّ ، و به شرف و طهارتش معترف گرديدند ؛ همان‌طوركه در زمان حياتش دست بر سينه در خدمتش مىايستادند ، در دوران ممات نيز به تعظيم و تكريمش كمر بستند ، و در بندگى به يكديگر سبقت مىجستند . از اين جهت است كه مىبينيم سلطان عباسى ، با پاى پياده به زيارت مشهد مقدّس شتافت و چون خدّام آن حضرت در حرم مطهّر به خدمت و نظافت پرداخت . تذهيب گنبد يكى از نشانه‌هاى غرورانگيز و پرافتخار وى بود كه بدان مىباليد و به رخ جهانيان مىكشيد « 2 » همين بارگاه است كه امروز در رديف بزرگ‌ترين مجمع علمى جهان درآمده ، و كتابخانهء آن حضرت از غنىترين و پربركت‌ترين موزه‌ها و گنجينه‌هاى دنيا است . در زمانى اندك مردم معتقد و مؤمن ، بسيارى از اشياء گران قيمت و نسخ خطّى و كتب نفيس خود را كه در زمينه‌هاى علوم اسلامى ؛ از تاريخ و فلسفه و عرفان ، فقه و اصول و تفسير و تجويد ، رياضى و هيئت ، زبان و ادبيّات ، بود به حرم مطهّر اهدا كردند . البتّه وقف اين اشياء ، يكى براى درك ثواب و رضاى خدا ، و داشتن ارادت به خاندان رسول بوده ؛ و ديگر براى جلوگيرى از فرسودگى و نابودى آن نفائس . تفسيرى كه ملاحظه مىكنيد يكى از همين نسخه‌هاى نفيس و كم‌نظير است ، و گنجى است مالامال از درّ و گوهر كه نمايان گر هنر و ذوق اصيل ، و نشانه‌اى از ايمان خالص و اعتقاد پاك يك ملّت مسلمان . اين اثر عظيم سخن از قومى مىگويد كه با داشتن خوى و خصلت انسانى و بدور از دغل‌كارىها و حيله‌گرىها ، دين را فقط وسيله‌اى براى وصول به مراتب عالى و دست يافتن به طهارت و تهذيب نفس برگزيده بودند نه جز آن . آن مردم چنان پايبند به اصول عقايد و هم معتقد به حفظ و حراست آثار اسلامى بودند كه هرگونه سهل‌انگارى و لا قيدى در ترجمه و تفسير قرآن كريم يا در خطّ و تذهيب و ترصيع آن ، گناهى بزرگ مىشمردند و خود را مستحقّ خشم و غضب پروردگار . به همين جهت است كه در ترجمه‌هاى قرآنى قرن‌هاى چهارم و پنجم و ششم - اندكى

--> ( 1 ) - يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ . ( سوره 61 ، صفّ / آيه 8 ) ( 2 ) شيخ عباس قمى - رحمة اللّه عليه - صورت كتيبه‌اى كه دربارهء آمدن سلطان صفوى به مشهد رضا ، عليه السّلام ، و تاريخ تذهيب گنبد مىباشد ، در كتاب مفاتيح الجنان خود ص 1012 آورده است .