النسفي (مترجم: مجهول)

مقدمه و پيشگفتار 13

مدارك التنزيل وحقائق التأويل (تفسير النسفي) (تفسيرى نسفى) (فارسى)

فراتر و فروتر - هرگز خطائى در لفظ و معنى ديده نمىشود ، يا نكته‌اى كه از سستى و بىمايگى آنان حكايت كند به چشم نمىخورد . زيرا كسانى كه به اين كار مبادرت مىكردند ، بىشك به علوم زمان خود واقف ، و بىگمان از استادان چيره دست و صاحب نظر بودند . خدمتى كه مردم ما به ايران و اسلام كرده‌اند آن قدر پرارج و گران‌بها است كه انسان را بىدرنگ به تحسين و تكريم وامىدارد ، و عزّت و حرمت آنان را در دل پايدار و جايگزين مىسازد . آشنائى با اين نسخه چه زود گذشت ده سال از چاپ اين تفسير و يا بيش از پانزده سال از زمان آشنائى با آن ؟ به ياد دارم آن روزى كه نسخهء آن را ديدم در ميان آن همه آثار نفيس و گرانمايه بىهيچ جلوه و جمالى تنها آرميده بود ، و در راه همدم و همزبانى انتظار مىكشيد ، نه روى جلدش از طلا منقش بود و نه سطورش از زينت و زيور مرصّع ، نه از هنرهاى خطّاطى آرايشى و نه از زنگار و لاجورد نگارشى داشت ، فقط در پشت جلدش نوشته بودند : « تفسير نسفى » و ديگر هيچ ، نه نامى از كاتب بود و نه نشانى از مترجم و مفسّر . گرچه گرد و غبار غربت و تنهائى بر چهره داشت امّا درونش را گويى با مشك و عنبر سرشته بودند كه با اندك مصاحبت و مجاورت نفحهء عطرآگينش دماغ جان را تازه مىكرد . نخستين بار بود كه مىديدم نثرى فارسى با كتاب آسمانى همگام شده ، و با بيان سحرآميزش آدميان را به بند كشيده است . به زودى دريافتم كه با پاى خود به جنّت پا نهاده‌ام ، و چون سكندر در كنار آب‌حياتم ، هر چه از آب زلال آن مىنوشيدم شهدش در كامم گواراتر و شيرينيش در جانم دلنشين‌تر مىنمود . آن همه پاكى و پاكيزگى و طراوت كه در اين نسخه ديدم سبب شگفتى و حيرتم شد ، و هر چه بيشتر به ترجمه‌اش مىنگريستم بيشتر مرا به سوى خويش فرا مىخواند و هر چه پيشتر گام مىنهادم شوق مرا فزون‌تر مىساخت . ديگر شك نكردم كه اين همه ذوق و هنرمندى از درون ملّتى برتابيده است كه در حفظ دين و سنّت نياكان عشقى لا يزال و ايمانى بىمانند داشته‌اند ، و در اعتقادات خود ثابت قدم و چون كوهى عظيم در حراست آن استوار بوده‌اند .