النسفي (مترجم: مجهول)

40

مدارك التنزيل وحقائق التأويل (تفسير النسفي) (تفسيرى نسفى) (فارسى)

فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ و چون تقدير بودن [ چيزى ] كرده بود گرداندش چنانك خواست . ( 117 ) وَ قالَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ لَوْ لا يُكَلِّمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأْتِينا آيَةٌ و گفتند نادانان ؛ يعنى مشركان قريش چرا سخن نمىگويد با ما خداى ما ، يا نمىفرستد نشان « 1 » بر وفق هواى ما . كَذلِكَ قالَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ همچنين گفتند آنها كه بودند پيش از روزگار ايشان ، همچون گفتار ايشان ، تَشابَهَتْ قُلُوبُهُمْ ماننده آمد با يكديگر دلهاى ايشان ، يا به يكسان مىآيد « 2 » باطنهاى ايشان ؛ قَدْ بَيَّنَّا الْآياتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ پيدا كرديم نشانيها ، مر قومى را كه بايقينند و بىگمانيها . ( 118 ) إِنَّا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً ما فرستاديمت يا محمد مربيان حق را ، و مژده‌دهنده و ترساننده مر خلق را ؛ وَ لا تُسْئَلُ عَنْ أَصْحابِ الْجَحِيمِ و تو پرسيده نشوى از دوزخيان ، و عتاب با تو نيست از كردار بد ايشان . ( 119 ) وَ لَنْ تَرْضى عَنْكَ الْيَهُودُ وَ لَا النَّصارى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ و خشنود نشوند از تو جهودان و ترسايان ، تا آنگاه كه نشوى متابع ملّت ايشان . قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى بگو يا محمد كه دين خداى است ، كه به همه راستيها رهنماى است ؛ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ و اگر به روى به دم آرزوهاى ايشان ، از بعد آنك آمد به تو علم و بيان ، نباشد ترا از خداى تعالى دوست‌دارنده [ اى ] ، و نصرت‌كننده [ اى ] . ( 120 ) الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ آن‌كس‌ها كه ايشان را كتاب تورات داده بوديم و نيز به مصطفى صلى اللّه عليه و سلم و قرآن گرويدند و آن عبد اللّه بن سلام بود

--> ( 1 ) - ن : نشانيى . ( 2 ) - ت : تا يكسان مىنمايد . . .