الشيخ الطبرسي (مترجم: شادمهرى)

17

تفسير جوامع الجامع (فارسى)

شده و « كرها » نيز به ضم و فتح ( كاف ) قرائت شده است و بنا بر حال بودن منصوب است يعنى زنى كه داراى كراهت است يا بنا بر اين كه صفت براى مصدر باشد يعنى از حامله شدن به آن بچّه ناراضى است . وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً ؛ يعنى زمان حمل كودك و از شير گرفتن او [ جمعا ] سى ماه است و بجاى « فصاله » ، « فصله » نيز قرائت شده و هر دو به معناى از شير گرفتن شير خواره است و مقصود آيه شرح زمان شير خوارگى كودك است نه از شير گرفتن او ، ليكن از مدّت شير خوارگى به از شير گرفتگى تعبير كرده است ، چرا كه از شير گرفتگى به دنبال شير خوارگى است و به آن مىانجامد و در اين تعبير فايده اى نيز وجود دارد ، و آن مشخص كردن مدت كامل دوران شيرخوارگى است كه به از شير گرفتگى و وقت آن مىانجامد . حَتَّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ ؛ منظور اين است كه به سن كمال برسد و در آن سن و سال عقل و نيروى تشخيص او قوى شود و آن زمانى است كه عمر او بيش از سى سال و نزديك به چهل سال شود . از ابن عباس و قتاده نقل شده كه منظور از جمله ، رسيدن به سى و سه سال است به اين دليل كه آغاز ( اشدّ ) سى و سه سالگى و نهايت آن چهل سالگى است و آن زمانى است كه بر پيامبران وحى نازل مىشود . قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي ؛ يعنى خدايا به من الهام كن و مقصود از نعمتى كه بر آن طلب شكر شده نعمت دين است . وَ أَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي ؛ از خدا خواسته است كه ذرّيهء او را اهل صلاح قرار دهد و گويى گفته است به من صلاح ذرّيه‌ام را عطا كن و صلاح را در ميان آنها قرار بده . وَ إِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ ؛ من از كسانى ام كه مطيع فرمان تو هستم . أُولئِكَ الَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ أَحْسَنَ ما عَمِلُوا وَ نَتَجاوَزُ عَنْ سَيِّئاتِهِمْ ؛ كلمات ؛ « نتقبّل و نتجاوز و احسن » به دو صورت قرائت شده‌اند : 1 - يتقبّل و نتجاوز و احسن مرفوع باشد .