الشيخ الطبرسي (مترجم: شادمهرى)
26
تفسير جوامع الجامع (فارسى)
افتاده شدهام . ( 8 ) فرمود : اين گونه پروردگارت گفته است ، اين بر من آسان است ، من قبلا تو را آفريدم و تو چيزى نبودى . ( 9 ) تفسير : كهيعص ؛ ابو عمرو « هاء » را به صورت إماله و « ياء » را با تفخيم خوانده است ؛ و بر عكس نيز خوانده شده و به اماله هر دو صورت نيز قرائت شده است . « ذِكْرُ رَحْمَتِ » ؛ يعنى هذا ذكر . . . اين است يادى از رحمت پروردگارت بندهاش زكريا را . كلمهء « ذكر » اضافهء به مفعول و « رحمت » اضافهء به فاعل شده است . و نصب « عبده » به اين سبب است كه مفعول براى « رحمت ربّك » است و منظور از رحمت پروردگار اين است : وقتى زكريا خدا را خواند و از او فرزند خواست به او پاسخ مثبت داد . إِذْ نادى رَبَّهُ نِداءً خَفِيًّا ؛ هنگامى كه در نهان و در دل ، خداى خود را ندا كرد . در حديث آمده است كه « بهترين دعا ، دعاى پنهانى است » . از حسن ( بصرى ) نقل شده است كه مراد از دعاى پنهانى دعايى است كه از رياء و خود نمايى خالى بود ، يا از اين جهت پنهانى دعا كرد كه مردم او را سرزنش نكنند كه در سنّ پيرى در خواست فرزند مىكند . « وَهَنَ الْعَظْمُ » سستى را به استخوان نسبت داده به جهت اين كه استخوان مايهء قوام بدن است و موقعى كه به سستى گرايد قوّت و نيروى بدن كم مىشود . « ال » براى جنس است يعنى اين جنس كه عمود و پايهء بدن است دچار سستى شده است . پيرى را در سفيدى ( مو ) به شعلهء روشن آتش ، و گسترش يافتن سفيدى در مويش را به شعلهور شدن آتش تشبيه كرده و سپس شعلهور شدن را به مكان و محلّ رويش مو ، كه سر مىباشد اسناد و شيب را تمييز قرار داده است و سر را به