الشيخ الطبرسي (مترجم: شادمهرى)

27

تفسير جوامع الجامع (فارسى)

طور مطلق ذكر كرده و به خود نسبت نداده يعنى « رأسى » نگفته و به علم خداوند كه از مقصود او آگاه است اكتفاء كرده ، و آن گاه با توجّه به دعاهايى كه خداوند در گذشته برايش مستجاب فرموده ، به او متوسّل شده است . وَ إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي ؛ منظور از « موالى » عموها و عمو زادگان مىباشند ، « من ورائى » يعنى پس از مرگم ، اين جمله را على بن الحسين و محمّد بن على عليه السّلام به اين شكل خوانده‌اند : « خفّت الموالى من ورائى » يعنى پسر عموها و خاندانم و كسانى كه پس از خود بجاى مىگذارم كمند . و همسرم عقيم و نازاست . فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا ؛ پس فرزندى به من عطا كن كه پشت سر من باشد و براى ارث بردن از من سزاوارتر از ديگران باشد . كلمهء « مِنْ لَدُنْكَ » تأكيد براى اين است كه آن فرزند براستى ولى و مورد رضايت باشد ، از آن جهت كه منسوب به خداست و از نزد او صادر شده است . يَرِثُنِي وَ يَرِثُ ؛ اگر مجزوم بخوانيم ، جواب براى دعا خواهد بود و اگر مرفوع ، بخوانيم صفت براى « ولد » خواهد بود ، مثل : رِدْءاً يُصَدِّقُنِي ؛ « برادرم هارون را با من شريك فرما تا مرا تصديق كند » ( قصص / 43 ) « 1 » حضرت على عليه السّلام و ابن عباس و جعفر بن محمد عليهما السّلام و حسن ( بصرى ) و عدّه‌اى ديگر ، آيه را چنين خوانده‌اند : يرثنى وارث من آل يعقوب ؛ و اين را در علم بيان تجريد مىنامند . مراد اين است كه به من وليّى عطا كن كه تا به آن وسيله ، وارثى از آل يعقوب از من ارث ببرد كه منظور همان فرزندش مىباشد و اين يك نوع تعبير زيبايى است كه گويا وارث را از خود جدا ساخته است چنان كه در آيهء ديگر مىفرمايد : لَهُمْ فِيها دارُ الْخُلْدِ ؛ « در بهشت براى مؤمنان سراى جاويدان است » ( فصّلت / 28 ) ، كه منظور از ضمير « فيها » همان دار الخلد است .

--> ( 1 ) - در اين آيه نيز دو وجه جايز است : جزم و رفع .