الشيخ الطبرسي (مترجم: شادمهرى)

18

تفسير جوامع الجامع (فارسى)

فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ ، پس به وسيلهء مردان و مهندسينى كه به كار ساختمان وارد باشند و نيز با وسايل و ابزار به من كمك كنيد . « ردما » حصار محكم و بزرگتر از سدّ مىباشد : تا بين شما و آنها بارويى محكمى ايجاد كنيم . گفته‌اند : جاى پايه‌هاى سدّ را آن قدر كند تا به آن رسيد و پايه‌هاى آن را از تخته سنگهاى مخلوط با مس گداخته ساخت و اصل ساختمان را از قطعات بزرگ و ضخيم آهن كه در شكافهاى آن از مواد آتشزا ، زغال و هيزم ريخت تا اين كه ميان دو كوه را تا بالا پر كرد و فرا گرفت و آن گاه سوراخهايى براى دميدن گذاشت و دميدند تا اين كه بر اثر آتش آهنها سرخ شد ، آن گاه مسهاى ذوب شده را بر آهن سرخ شده ريخت تا به همديگر چسبيد و كوه محكمى به وجود آمد . منظور از « صدفين » جانب دو كوه است كه در مقابل هم قرار دارند . « صدفين » با دو ضمّه و نيز ضمّهء اول و سكون دوم خوانده شده . « قِطْراً » مس ذوب شده و نصب آن به فعل « افرغ » و تقديرش اين است « آتونى قطرا افرغ عليه قطرا » كلمهء اول حذف شده ، زيرا دوّمى دليل بر آن است معنايش اين است : براى من مس گداخته بياوريد تا در ميان آن بريزم . ائتونى : ( ثلاثى مجرد ) نيز قرائت شده است . فَمَا اسْطاعُوا أَنْ يَظْهَرُوهُ ، « تاء » ( باب استفعال ) به منظور سهولت در تلفّظ حذف شده است و « فما اصطاعوا » با تبديل سين به صاد ، نيز خوانده شده است ، يعنى نمىتوانستند بر آن سدّ بالا روند زيرا بسيار بلند و صاف بود و نمىتوانستند آن را سوراخ كنند چرا كه سخت محكم و ستبر بود . « هذا » اشاره به سدّ است ، يعنى اين سدّ نعمتى از خدا و رحمتى براى بندگان اوست . فَإِذا جاءَ وَعْدُ رَبِّي ، وقتى كه روز قيامت نزديك شود اين سدّ پهن مىشود و با زمين مساوى مىگردد . « دكّا » با مدّ : دكّاء ، نيز قرائت شده يعنى زمين مسطّح ، و به هر چه پس از مرتفع بودن پهن شود ، مىگويند : « اندكّ » .