الشيخ الطبرسي (مترجم: شادمهرى)

38

تفسير جوامع الجامع (فارسى)

ترجمه : الف ، لام ، راء . اينها آيات كتاب با حكمت است . ( 1 ) آيا اين امر براى مردم شگفت آور است كه : به مردى از ايشان وحى كرديم كه مردم را بيم دهد و آنان را كه ايمان آورده‌اند بشارت ، كه بر ايشان مقامى و الا نزد پروردگارشان مىباشد ، كافران گفتند : براستى كه اين مرد ، جادوگرى است آشكار . ( 2 ) تفسير : تِلْكَ ؛ اشاره است به آيات و نشانه‌هايى كه در اين سوره وجود دارد . الْكِتابِ الْحَكِيمِ ؛ مراد ، لوح محفوظ ؛ يا قرآن است كه چون متضمّن حكمت است ، و به حكمت سخن مىگويد ، پس حكيم است . أَ كانَ لِلنَّاسِ عَجَباً ؛ همزه براى انكار تعجّب است ، « أن اوحينا » ، اسم « كان » و « عجبا » خبر آن است ؛ و معناى « ل » در للنّاس » اين است كه مردم اين امر را براى خود وسيلهء تعجّب قرار داده بودند و آن را مايهء شگفتى مىدانستند كه چگونه به بشرى وحى مىشود كه مثل خود آنهاست ، نه از رؤسا و بزرگانشان ، امّا اين شگفتى ندارد ، زيرا خداوند كسى را براى اين امر اختيار مىكند كه بتواند بار رسالت را بر دوش گيرد . أَنْ أَنْذِرِ النَّاسَ ؛ « أن » تفسير كننده است ، چرا كه « اوحينا » متضمّن معناى « قول » است . و نيز جايز است كه « أن » مخفف از مثقّل و اصلش اين باشد : انّه انذر الناس ؛ « به طور حتم مردم را بترسان » . « أنّ لهم » در اصل بأنّ لهم ، بوده و « با » حذف شده است . قَدَمَ صِدْقٍ ؛ سابقهء نيكو و فضيلتى است ، نزد پروردگارشان . و چون سعى و كوشش و سبقت گرفتن در امور معمولا با قدمها انجام مىشود نتيجهء خوب سعى و عمل هم ، قدم ناميده شده است ، چنان كه نعمت را « يد » و « باع » مىگويند ، زيرا نعمت با دست عطا مىشود ، و صاحب آن دستش را دراز مىكند ، و اضافهء « قدم » به