الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
90
تفسير مجمع البيان (فارسى)
گواهى دادند ، اراده كرده پس اگر گواهى دادن را و اوصدت الباب و آصدته دو لغت هستند ، پس كسى كه مؤصده همزه نداده احتمال داده دو امر را 1 - اينكه بر لغت كسى باشد كه اوصدت گفته . 2 - اينكه از آصدت باشد پس همزه را تخفيف داده و قلب بواو كرده چنانچه در جونه و تؤوى ، و كسى كه همزه داده مؤصده ، پس او از آصدت گرفته ، و ابو عمرو همزه ساكنه را ترك و تبديل بواو كرده هر گاه منضم بما قبلش شود مثل يؤمنون و مؤمنين و تبديل بالف نموده هر گاه ما قبلش مفتوح تبديل بياء ، هر گاه ما قبلش مكسور باشد و در مثل قول خدا مؤصده تبديل نميشود بلكه با همزه است زيرا مؤصده با همزه لغت كسى است كه گويد آصدت الباب ، و الباب مؤصده ، و ابو عمر و بنا بر اين لغت است پس همزه را ترك شود هر گاه نياز شد كه لغت را ترك شود و از آن منتقل به لغت ديگر شود ، و همين طور ترك نشود همزه در قول خدا ( تُؤْوِي إِلَيْكَ ) براى اينكه اگر آن همزه را تبديل بواو شود و حال آنكه بعد از آن واو است اجتماع دو واو شود و اجتماع آن دو واو از همزه ثقيلتر است و همين طور هر گاه فعل مجزوم باشد و لام الفعل آن همزه به حال خودش باقى خواهد بود و البته تبديل نميشود مثل قول خدا ، إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ زيرا اگر آن را تبديل بواو كنند لازم مىشود كه بسبب جزم حذف شود چنانچه در يغزو مىگويى ، لم يغز همچنين ( إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ ) تبديل به الف نشود نيز به اين معنى و همين طور قول خدا ، أَثاثاً وَ رِءْياً ، قلب و تبديل بياء نشود براى اينكه اشتباه برّى از روى من الماء مىشود ، پس اين چهار حال و مورد ترك نميشود همزه در آن هر گاه احتياج شد به ترك لغتى