الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

63

تفسير مجمع البيان (فارسى)

و كسى كه اضافه كرده و گفته ، بعاد ارم در قرائت نادره پس آن در نظر و نزد او بمنزله قول ايشان زيد بطّه است براى اينكه آن لقب است كه اسم به او اضافه مىشود . و ثمود در محلّ جرّ است يعنى ( و بثمود ) و آن نيز غير منصرف است زيرا آن اعجمى و معرفه ، عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ تقديرش على اطعام طعام المسكين است پس مضاف آن حذف شده است ، و جايز است كه طعام اسم و قائم مقام اطعام باشد مانند قول لبيد . باكرت حاجتها الدجاج بسحره * لا عل منها حين هبّ نيامها سبقت و پيشى گرفتم خروس را در سحر خيزى براى اينكه بنوشم مرّه بعد مرّه هنگامى كه خوابها از خواب بيدار شوند يعنى براى احتياج و نياز من به آن بكور ، پس آن مفعول له است . التراث : اصل آن وراث از ورثت و ليكن تاء بدل از واو شده و مانند آنست كه تجاه كه اصلش و جاه از واجهه ، و جواب اذا در قول خدا ، إِذا دُكَّتِ الْأَرْضُ قول خدا ( فَيَوْمَئِذٍ لا يُعَذِّبُ عَذابَهُ أَحَدٌ ) است ، پس و قول خدا صَفًّا صَفًّا مصدر است وضع شده محل حال يعنى در حالى كه صف صف بودند . تفسير : ( وَ الْفَجْرِ ) خداوند سبحان سوگند خورده بسپيدى روز ، عكرمه و حسن و جبائى گويند : آن شكافتن صبح هر روزى است ، ابو صالح از ابن عبّاس هم آن را روايت كرده است . و بعضى گفته‌اند : آن فجر ذى حجه است زيرا كه خداى تعالى ايّام