الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

27

تفسير مجمع البيان (فارسى)

نفعى ندهد زيرا كه آن حضرت مبعوث شده براى موعظه و تذكر و بيم دادن پس بر اوست تذكّر در هر حال ، نفع دهد يا ندهد ، و حالت دوّم عدم ( نفع ) را ياد نكرد ، مانند آيهء شريفه سَرابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ وَ سَرابِيلَ تَقِيكُمْ - بَأْسَكُمْ ، لباسهايى كه شما را از گرما نگه ميدارد ، و لباسهايى كه شما را در جنگ حفظ مىكند ، و خداوند سبحان بر تفصيل دو حالت اعلام فرمود بقولش : ( سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشى ) يعنى به زودى متعظ مىشود به قرآن كسى كه از خدا ترسيده و از عقاب و مؤاخذه او بهراسد . ( وَ يَتَجَنَّبُهَا ) دورى مىكند از موعظه و تذكّر . ( الْأَشْقَى ) يعنى بدبخت‌ترين گناهكاران ، زيرا براى گنهكاران درجاتى است در شقاوت و بدبختى ، پس بزرگترين آنها از جهت درجات آنست كه كفر به خدا و يكتايى او ورزيده و غير او را پرستيده است . ابو مسلم گويد : اشقى و بدبخت‌تر از دو طايفه آنكه در گناه غوطه مى زند و آنكه از ياد خدا و موعظه دورى مينمايد . ( الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرى ) حسن گويد : آنكه ملازم مىشود بزرگترين آتش را كه آتش دوزخ باشد و آتش كوچك را كه آتش دنيا باشد . فراء گويد : آتش بزرگ طبقه زيرين از دوزخ است . ( ثُمَّ لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى ) آن گاه نمىميرد پس راحت شود ( وَ لا يَحْيى ) و نه زنده مىشود حياتى كه او را سود بخشد بلكه حيات و زندگى او و بال بر او است كه آرزو مىكند زوال و پايان آن را براى آنچه را كه از انواع عذابها و شكنجه‌ها براى اوست در آن زندگى ، و بعضى گفته‌اند : وَ لا يَحْيى يعنى روح زندگى را احساس نميكرد .