الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

138

تفسير مجمع البيان (فارسى)

قصد جدايى و دشمنى كرده‌اى نهره و انتهره ، بيك معنى است ، و آن اينست كه در صورت سائل و گدا داد زده و پرخاش شود . اعراب : وَ ما قَلى يعنى و ما قلاك و همين طور قول خدا فآوى و اغنى تقديرش فآواك فاغناك است ، پس مفعول در اين آيه‌ها محذوف است كه كاف خطاب باشد ( ك ) و فرمود وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ و نه فرمود و يعطينك و اگر چه جواب قسم است براى اينكه نون قطعا داخل مىشود كه اعلان كند به اينكه لام لام قسم است نه لام ابتداء و حقّا در اينجا معلوم شده به اينكه اين لام براى قسم است نه لام ابتداء براى داخل آن بر سوف و لام ابتداء بر سوف داخل نميشود براى اينكه سوف مختص به افعال است و لام ابتداء داخل بر اسماء مىشود . فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ تقديرش اينست پس تا ممكن مىشود از چيزى يتيم را زجر و قهر مكن ، سپس امّا قائم مقام شرط شده و حاصل شده امّا فلا تقهر اليتيم آن گاه مفعول بر فاء مقدّم شده به جهت كراهت اينكه فايى كه از شأن و رتبه او نيست پيرو باشد شيئا شيئا در اوّل كلام و اينكه جمع شود در لفظ با امّا ، پس بر خلاف اصول كلام ايشان « عرب و يا نحويها » باشد و همين طور است و امّا بنعمه ربّك فحدّث . شأن نزول سوره : ابن عبّاس گويد : وحى از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله پانزده روز قطع شد ، پس مشركين مكّه گفتند كه پروردگار محمّد او را رها كرد ، و مبغوض داشت و اگر امر او از طرف خدا بود هر آينه پى در پى به او وحى