الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
139
تفسير مجمع البيان (فارسى)
ميشد ، پس اين سوره نازل شد ابن جريح گويد ، دوازده روز قطع شد و بگفتهء مقاتل چهل روز وحى نرسيد ، و بعضى گفتهاند كه مسلمانها گفتند اى رسول خدا وحى بر تو نازل نميشود ، فرمود چگونه وحى بر من نازل شود و حال آنكه شما بندهاى انگشتان را پاك نميكنيد ، و ناخنهاى خود را نمىگيريد ، و چون سوره نازل شد پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله به جبرئيل فرمود نيامدى تا مشتاق بديدار تو شدم جبرئيل گفت و من اشتياقم به زيارت شما بيشتر بود و ليكن من بندهء مأمورم و ما فرود نمىآئيم مگر بامر و اذن پروردگار تو . و بعضى گفتهاند : يهوديها از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله پرسيدند از ذى القرنين و اصحاب كهف و از روح فرمود به زودى در فردا صبح بشما خواهم گفت ولى نفرمود ، ان شاء اللَّه ، پس وحى از آن حضرت در اين ايّام حبس شد ، پس پيامبر مغموم و غمگين شد از شماتت دشمنان ، پس اين سوره نازل شد براى تسليت قلب آن حضرت و بعضى گفتهاند : سنگى بانگشت پيامبر ( ص ) زدند ( كه آن حضرت را متألّم نمود ) پس فرمود آيا تو نيستى مگر انگشتى كه هدف سنگ شده و در راه خدا مصدوم شدى ، پس دو شب يا سه شب گذشت كه وحى به آن حضرت نرسيد ، پس ام جميل دختر حرب ( خواهر ابو سفيان ) زن ابو لهب گفت اى محمّد ، نمىبينم شيطان تو را مگر اينكه تو را ترك نموده نديدم او را نزديك تو از اوّل دو شب يا سه شب پس سوره نازل شد .