الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
137
تفسير مجمع البيان (فارسى)
توانگر و مالدار چه وقت فقير و محتاج مىشود ، شاهد اين بيت كلمه يعيل است كه به معناى فقر و نيازمنديست . و امّا فلا تكهر پس آن مانند فَلا تَقْهَرْ است و عرب گاهى از دنبال قاف كاف ميآورد و در حديث معاويه بن حكم كه در نمازش سخن گفت آمده كه گفت ما كهرنى و لا ضربنى به من قهر نكرد و مرا نزد . شرح لغات : السجو : به معناى سكون و استراحت است ميگويند سجى يسجو آن گاه كه رهنمونى شد و ساكن گرديد و طرف ساج و بحر ساج ، اعشى گويد : فما ذنبنا اذ جاش بحر بن عمّكم * و بحرك ساج لا يوارى الدّعامصا پس گناه ما چيست آن گاه كه درياى پسر عموى شما جوش كرد و مضطرب شد و حال آنكه درياى تو آرام است كه دعا مص را پنهان نميكند در زير آب ، و ديگرى گويد : يا حبّذا القمراء و الليل السّاج * و طرق مثل ملاء النساج اى چه قدر نيكوست مهتاب و شب آرام و ساكن و راههايى كه مانند پرده نساج باشد ، شاهد اين بيت كلمه ساج است كه به معناى آرام و ساكن است . القلى : به معناى بغض و دشمنى است وقتى كسر داده شود با الف مقصور خوانده مىشود قلى و وقتى مفتوح شود با الف ممدود خوانده مىشود ( قلا ) گويد : عليك سلام لا مللت قريبه * و ما لك عندى ان نائت قلا درود و سلام بر تو كه ملول نكردى نزديك خود را و مال تو نزد من است اگر