الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
37
تفسير مجمع البيان (فارسى)
نماز ميخوانديم . فانزلن سكينة علينا * و ثبت الاقدام ان لاقينا پس خدايا بر ما سكينه و اطمينان را نازل فرما و قدمهاى ما را در هنگام ملاقات دشمن استوار دار . ان الاولى قد بغوا علينا * اذا أرادوا فتنة ابينا بدرستى كه حزب اوّل ( كه يهود مدينهاند ) بر ما ستم كردند و هر وقت آنها ميخواستند آشوبى برپا كنند ما ممانعت ميكرديم ، و اين رجز را نيز بخارى در صحيح خود نقل نموده است . ابى الوليد از شعبه از ابى اسحاق از براء نقل نموده كه چون رسول خدا ( ص ) از حفر خندق خلاص شد قريش با ده هزار نفر از مردم مختلف و پيروان قريش از بنى كنانه و اهل تهامه رسيده و بين جرف و غابه « 1 » فرود آمدند و غطفان و پيروانش از اهل نجد آمده و در دامنه كوه احد منزل نمودند . پيغمبر ( ص ) با سه هزار نفر از مسلمين از سور مدينه بيرون آمد ، و سلع را در پشت خود قرار داده و در آنجا اردوگاه ساختند و خندق در ميان ايشان و جبهه دشمن بود ، و امر فرمود كه زنان و كودكان را در مكان بلند منزل دهند ، پس دشمن خدا حىّ بن اخطب نضيرى بدرب قلعه كعب بن اسد قرظى رئيس بنى قريظه كه با پيامبر ( ص ) پيمان بسته و مواعده گذارده بود كه بر عليه اسلام و مسلمين اقدامى ننمايد آمده و فرياد
--> ( 1 ) - جرف جايى است سيلها آنجا را برده باشد و غابه چاه عميق را گويند و سلع كوهيست در مدينه .