الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
31
تفسير مجمع البيان (فارسى)
دائم و ثابت و رشد كننده . و جايز است كه مقصود اين باشد ، بقا و كثرت اولاد به ايشان داديم كه تا روز قيامت دوام داشته باشد . وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِما ( و از دودمان آن دو ) يعنى از اولاد ابراهيم و اسحاق مُحْسِنٌ ( نيكوكار است ) با ايمان و اطاعت . وَ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ ( و ستمگر است بر خويشتن ) با كفر و معاصى . مُبِينٌ ( آشكارا ) يعنى ظلم آشكار . « قصهء ابراهيم و ذبح » آن كه گويد مراد از ذبح اسحاق است داستان را چنين بيان مىدارد : ابراهيم موقعى كه از قوم خود جدا شده و به خاطر پاسدارى از دين خود به سوى شام هجرت كرد از خدايش خواست كه براى او فرزند پسرى از نسل « ساره » عطا كند . هنگامى كه فرشتگان مرسل ميهمان ابراهيم شده او را بشارت به غلام حليم دادند ، ابراهيم چون اين بشارت را شنيد گفت اين فرزند همان ذبيح خواهد بود ، تا آن كه پسر متولد شده و به حد سعى و كوشش رسيد ، گفته شد به ابراهيم كه اينك بايد به نذر خود وفا كنى و اين همان امر خداوند نسبت به ذبح كردن ابراهيم بود ، پس در اين هنگام ابراهيم به اسحاق گفت آماده براى تقرب به خداوند شود و ابراهيم كارد و ريسمانى را گرفته همراه اسحاق به ميان كوهها رفت و اسحاق گفت اى پدر قربانى تو پس كو ؟ ابراهيم گفت اى فرزند ! خدايم امر كرده است كه تو را به عنوان قربانى او ذبح كنم . اين سخنان از « سدى » بود . و نيز دربارهء داستان ابراهيم گفته شده كه ابراهيم در خواب ديد كه فرزند خود اسحاق را ذبح مىكند و در آن هنگام با « ساره » مادر اسحاق حج مىكرد ، چون به « منى » رسيد ( رمى جمره ) را به جا آورد و اهل خود را امر كرد كه بيت را زيارت كند و اسحاق را در نزد خود نگه داشت و او را به جانب