الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
44
تفسير مجمع البيان (فارسى)
إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ : همانا آن خداوند عزيز ( غالب ) بوده و كسى است كه ياور خويش را هرگز ذليل نخواهد كرد . الْحَكِيمُ : درست كردارى است كه حافظ آثار و فرمان بردار خود را ضايع و بيمقدار نخواهد نمود . وَ وَهَبْنا لَهُ : و بخشيديم به ابراهيم بعد از ( فرزندش ) اسماعيل . إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ : دو فرزند ديگرى بنام اسحاق و سپس يعقوب . وَ جَعَلْنا فِي ذُرِّيَّتِهِ النُّبُوَّةَ وَ الْكِتابَ : و در نژاد او مقام نبوت ( پيامبرى ) و كتاب ( آسمانى ) را قرار داديم زيرا خداوند سبحان بعد از ابراهيم تمام پيامبران را از صلب ( و زادگان ) ابراهيم مبعوث نمود و بنا بر اين توراة و انجيل و زبور و فرقان كتابهاى آسمانى تماماً بر اولاد ابراهيم نازل شده است . وَ آتَيْناهُ أَجْرَهُ فِي الدُّنْيا : و اجرش را در دنيا به او داديم كه همان نام نيك و فرزند صالح است ، بنقل ابن عباس ، اما قتاده ميگويد بعضى گفتهاند كه مقصود از ( اجر )
--> ( آسمانى او استفاده نكرده و بلكه او و يارانش را در شكنجه و عذاب قرار دهند ؟ . در باره هجرت ، سخن بسيار است و نكتههاى آموزندهاى دارد كه اكنون جاى ذكر آن نيست ، اما آنچه لازم است بايد يادآور شوم كه مسلمين دو هجرت داشتند . 1 - هجرت بسوى ( حبشه ) . 2 - هجرت بسوى ( مدينه ) هجرت اول عدهاى از مسلمين بر اثر شكنجه و آزارهاى مشركين بستوه آمده و از حضور پيامبر اجازه خواستند تا به مملكت ( حبشه ) هجرت كنند تا دور از شكنجههاى بتپرستان قدرى آسوده باشند ، پيامبر به آنان اجازه داد و آنان بسوى حبشه حركت نمودند . هجرت دوم حركت پيامبر ( ص ) را بسوى مدينه در سال 13 بعد از بعثت هجرت بمدينه گويند و اين هجرتى است كه موجب عظمت اسلام شده و مسلمانان در مدينه رفته رفته كنار حضرتش گرد آمده و اسلام قوت گرفت و جهانى شد . و باز همين هجرت مبدأ تاريخ شمسى و قمرى در اسلام گشته و در بين ملتهاى مسلمان مشهور گرديد .