الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

33

تفسير مجمع البيان (فارسى)

وَ لا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ : و در روزى كه خلائق محشور مىشوند ، مرا رسوا مكن و بگناهم سرزنشم مكن . اين دعاى ابراهيم نيز از راه انقطاع است . زيرا همانطورى كه گفتيم ، انبياء مرتكب عمل قبيح نمىشوند . « 1 » اكنون در بارهء روز حشر خلائق مىگويد : يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ : روزى كه مال و اولاد براى احدى فايده ندارد . زيرا نميتواند كسى بوسيلهء مال و اولاد از سختيها و دشواريهاى آن روز خلاصى يابد . إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ : مگر كسانى كه با دلى خالى از شرك و شك به پيشگاه خداوند بار يابند . برخى گويند : يعنى دلى پاك از فساد و معاصى . زيرا هر معصيتى با نيت قلبى صورت مىگيرد . بديهى است كه اگر قلب پاك باشد ساير اعضاء بدن هم پاكند . از امام صادق ( ع ) روايت شده است كه منظور قلبى است كه از حب دنيا سالم باشد . مؤيد آن فرمايش پيامبر است كه : دوستى دنيا رأس هر گناهى است . وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ : بهشت به پرهيزگاران نزديك مىشود تا داخل شوند .

--> ( مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ ( توبه 114 ) يعنى استغفار ابراهيم براى پدر بواسطهء وعده‌اى بود كه به او داده بود و چون براى ابراهيم معلوم شد كه او دشمن خداست از او تبرى جست . ( 1 ) - عقيده ما بر اين است كه انبياء ترك واجب نميكنند و مرتكب حرام نميشوند زيرا با عصمت آنها منافى است . ولى ترك اولى يعنى ترك مستحبّ يا فعل مكروه بر آنها رواست . از آنجا كه مقام قرب ايشان در حد اعلى است ، طلب مغفرتهاى ايشان براى اين است كه مبادا تنزلى از درجه و مقام شامخ خود پيدا كنند و در درجه‌اى نازل‌تر قرار گيرند كه البته بر ايشان دشوار است ، زيرا هر كس از يك درجه‌اى تنزل كند و لو گرفتار عذاب هم نشود ، برايش سخت است . بقول سعدى : اى دوست ترا نان جوين خوش ننمايد * معشوق من است آنكه به نزديك تو زشت است حوران بهشتى را دوزخ بود اعراف * از دوزخيان پرس كه اعراف بهشت است