الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
31
تفسير مجمع البيان (فارسى)
ميدهد و تنم را از بيماريها سالم ميگرداند . وَ الَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ : و همو كه مرا پس از اين حيات مىميراند و پس از مرگ در روز قيامت زنده مىسازد . وَ الَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ : و همو كه اميدوارم بروز جزا گناهم را ببخشايد . اين جمله را بر سبيل انقطاع مىگويد و الا در نظر ما و همهء عدلى مذهبان انبياء معصومند و نيازى به بخشايش قيامت ندارند . اگر چه عدلى مذهبان - يعنى معتزله - براى انبياء گناه صغيره را تجويز مىكنند ، لكن مىگويند : در همين جهان صغائر ايشان حبط و تكفير مىشود . بنا بر اين گناهى بر آنها باقى نمىماند كه در روز قيامت نياز به مغفرت داشته باشند . برخى گويند : يعنى اميدوارم كه در روز قيامت هر كه مرا شفيع خود سازد ، خدا او را عفو كند . بنا بر اين غفران خدا را مخصوص خود گردانيده است . در حالى كه منظور ، غفران شفاعت خواهندگان است . نظير « لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ » ( تا گناهان گذشته و آيندهء ترا ببخشايد : فتح 2 ) كه مقصود آمرزش گناهان امت است . در اينجا ابراهيم بيمارى را به خود نسبت داد . اگر چه بيمارى از جانب خداست و اين از حسن ادب ابراهيم است و مقصود او شكر نعمت خداست و اگر مقصود بيان قدرت خداوند بود ، البته به خدا نسبت ميداد . نظير آن كلام خضر است كه وقتى راجع به معيوب كردن كشتى سخن مىگفت ، معيوب كردن كشتى را به خود نسبت داد و گفت : « فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَها » ( خواستم كشتى را معيوب كنم : كهف 79 ) و چون خواست راجع به تعمير ديوارى كه روى گنج دو يتيم قرار داشت ، سخن بگويد ، گفت : « فَأَرادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغا أَشُدَّهُما » ( خدا ميخواست كه آنها به حد رشد برسند : كهف 82 ) علت حذف ياءها در آخر افعال اين است كه در رأس آياتند . اين سخن ابراهيم در مقام احتجاج است و منظور وى اين است كه تنها كسى