الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
34
تفسير مجمع البيان (فارسى)
و اگر هيچيك از اينها نباشد قرن گفته نميشود . نهى : جمع نهيه است . علت اينكه خردمندان را « لاولى النهى » گويند . اين است كه مردم را از زشتيها نهى مىكنند . برخى گويند : علت اين است كه كارها به آراء ايشان منتهى مىشود . اعراب : اسمع : جمله در محل رفع و خبر بعد از خبر يا در محل نصب و حال . عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي فِي كِتابٍ : « علمها » مبتدا و « فِي كِتابٍ » خبر و « عِنْدَ رَبِّي » متعلق به آن يا صفت آن و منصوب بر حاليت يا خبر اول و « فِي كِتابٍ » خبر ثانى يا بدل . لا يَضِلُّ رَبِّي : در اينجا « عنه » محذوف است . مثل : « وَ اتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً » كه « فيه » مقدر است . الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ : يا محلا مجرور و صفت براى « ربى » يا خبر مبتداى محذوف است . مِنْ نَباتٍ : در محل نصب و صفت « ازواجا » . شتى : صفت بعد از صفت . تارة : مفعول مطلق . مقصود : قالا رَبَّنا إِنَّنا نَخافُ أَنْ يَفْرُطَ عَلَيْنا أَوْ أَنْ يَطْغى : همين كه خداوند موسى و هارون را مأمور كرد كه نزد فرعون روند و او را دعوت كنند ، گفتند : مى - ترسيم كه ما را عذاب كند و در بد رفتارى نسبت بما از حد بگذرد . برخى گفتهاند : يعنى مىترسيم پيش از آنكه بدلائل ما توجه كند ما را بكشد يا بر اثر رد گفتار ما بر كفر خويش بيفزايد . قالَ لا تَخافا إِنَّنِي مَعَكُما أَسْمَعُ وَ أَرى : خداوند فرمود : نترسيد كه من با شمايم و يار و نگهبان شما خواهم بود آنچه او از شما مىپرسد ، مىشنوم و جواب