الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
18
تفسير مجمع البيان (فارسى)
سيره : روش و طريقت . مقصود گذراندن شيء است در جهتى . جناح : ميل . علت اينكه به بال پرنده « جناح » گويند ، اين است كه پرنده بوسيلهء آن به اين سوى و آن سوى ميل مىكند . بازوى انسان جناح اوست . زيرا دست انسان از جهت بازوست كه به اين سوى و آن سوى گردش و ميل مىكند . بعضى گفتهاند : مقصود از جناح پهلوست . زيرا دندهها از پهلو مايل مىشوند . ابو عبيده گويد : جناح يعنى ناحيه . طغيان : گذشتن از حد در عصيان . شرح صدر : گشايش . شرح معنى يعنى گشايش معنى . عقده : مجموعهء بهم چسبيدهاى كه جدا كردن آن دشوار باشد . حل : گشودن . ضد عقده وزير : كسى كه بار سنگين رئيس را بدوش بكشد . اين كلمه از « وزر » بمعنى بار مشتق است . ازر : پشت . اعراب : ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ : زجاج گويد : « تلك » به معناى « التي » است . بعضى از متأخرين معتقدند كه : « تلك » مبتدا و « ما » خبر و « بيمينك » در محل نصب و حال است . فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعى : اذا ظرف مفاجاة و عامل آن فعل است . سيرتها : منصوب به نزع خافض . مِنْ غَيْرِ سُوءٍ : در محل نصب و حال از « بيضاء » است كه خود حال ديگرى است . لنراك : لام متعلق است به « و اضمم » و مفعول ثانى « نرى » محذوف است . هارون : بدل « وزير » .