الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

211

تفسير مجمع البيان (فارسى)

لغت : لدد : خصومت شديد . الد الخصام يعنى كسى كه از لحاظ خصومت و نزاع ، از ديگران تندخوتر و كم گذشت‌تر است . لدّ جمع الد است . شاعر گويد : ان تحت الاشجار حزماً و عزما * و خصيماً الد ذا معلاق يعنى : در زير درختان ، دور انديشى و تصميم و دشمنى سختگير و گريبان - گيرى است . ركز : صداى آهسته . احساس : ادراك بوسيلهء حس . اعراب : كُلُّ مَنْ فِي . . . : « كل » مبتدا ، « من » مضاف اليه و جار و مجرور ، صلهء آن ، آتِي - الرَّحْمنِ مضاف به مفعول و خبر . و « عبداً » حال از ضمير « آتى » . « لفظ « كل » مفرد و در معنى جمع است . هَلْ تُحِسُّ مِنْهُمْ مِنْ أَحَدٍ : « من » اول متعلق به فعل و دوم زايده است . ممكن است « منهم » مؤخر شود و صفت « احد » باشد . اكنون كه مقدم شده است ، حال است . مقصود : اكنون مىفرمايد : إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلَّا آتِي الرَّحْمنِ عَبْداً : تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند ، اعم از فرشتگان و جن و انس ، بسان بردگانى متواضع و خاضع به پيشگاه خداوند مىآيند . در جاى ديگر مىفرمايد : وَ كُلٌّ أَتَوْهُ داخِرِينَ ( نمل 87 : همهء آنها با خوارى به پيشگاه خدا مىآيند ) مقصود اين است كه خلق ، همگى بندگان خدايند و تحت حكومت او هستند . عيسى و عزير و ملائكه هم در زمرهء بندگان هستند . لَقَدْ أَحْصاهُمْ وَ عَدَّهُمْ عَدًّا : خداوند شمارهء آنها را مىداند و بر حالات ايشان دقيقاً آگاه است .