الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

18

تفسير مجمع البيان (فارسى)

ابو القاسم بلخى گويد : همهء اجزاى بدن باز مىگردند . ابو هاشم گويد : آن اجزايى باز ميگردند ، كه موجب امتياز شخص از ديگران ميشوند . در حقيقت نظر وى و قاضى ابو الحسن - يكى ديگر از متكلمان - اين است كه : يك كالبد لازم است از همان اجزاى دنيوى ساخته شود . « 1 »

--> ( 1 ) - با توجه به شبههء آكل و مأكول و شبهات ديگر ، همان نظر ابو على جبائى جالبتر به نظر مىرسد ، زيرا چنان كه مىدانيم اجزاى بدن همواره در معرض تغيير و تحول هستند ، تا آنجا كه ظرف مدت هشت سال ، تمام سلولهاى بدن ، مشمول قانون نوسازى آفرينش شده ، از بين مىروند و سلولهاى جوانتر ، جاى آنها را مىگيرند . اين مطلب مورد تأييد و تصديق علم است . در عين حال اگر كسى را كه بيست سال پيش ديده‌ايم ، ببينيم ، شك نميكنيم كه همان انسان بيست سال پيش است . تنها تفاوتى كه پيدا كرده ، از نظر رشد و كمال است و الا ذات او تغيير نيافته است . بنا بر اين غير از اجزا و سلولهاى مادى ، چيزى هست كه در تمام اين مراحل ، يكى است و تغيير نميكند . اين موضوع ، در مورد حيوانات هم صادق است ولى در مورد غير از انسان و حيوان ، با تغيير و تعويض همهء اجزاى ديگر يگانگى از بين مىرود . اين مطلب ، مؤيد اين است كه هويت و حقيقت انسان و حيوانات ، به چيز ديگرى است كه مىتوان به روح انسانى و روح حيوانى تغبير كرد . نتيجه اينكه شخصيت انسان ، وابستهء به اين اجزاى مادى و سلولها نيست . مسلماً انسانى كه اكنون 48 سال از عمرش مىگذرد ، تا كنون شش بار تمام اجزا و سلولهاى بدنش تغيير كرده‌اند ، ولى خود او هيچگونه تغييرى پيدا نكرده است . به اين ترتيب ، چه فايده و چه لزومى دارد كه در روز قيامت ، از اجزاى همين بدن ، بار ديگر بدنى ساخته و پرداخته شود و روح در آن حلول كند ؟ ! وانگهى اگر بخواهند از همين اجزا بدن را بسازند ، با توجه بنوسازيهاى سلولى و تغييرات و تحولات بدنى ، بايد بدنى خلق شود بعظمت يك كوه ! زيرا جمع آورى تمام اجزا لازم است و اين هم دليلى ندارد . با توجه به اين بيان ، ديگر شبههء آكل و مأكول و شبههء اتحاد مؤمن و كافر كه در حقيقت يكى هستند ، منتفى مىشود و اين اسلحهء قديمى از دست منكران معاد ، گرفته خواهد شد . از آيات و اخبار معاد جسمانى هم بعيد است بيش از اين اندازه كه گفتيم استفاده شود . قرآن كريم مىفرمايد : « أَ وَ لَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِقادِرٍ عَلى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلى وَ هُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ » ( يس 81 : آيا خدايى كه آفريدگار آسمانها و زمين است ، قادر نيست كه مثل آنها را خلق كند ؟ بله ، او آفريدگار داناست ) در اينجا مىگويد : قادر است كه مثل آنها را خلق كند . بديهى است كه در خلق مثل آنها همين اندازه كه در بالا گفتيم ، كفايت مىكند . در روايت است كه : « اهل الجنة جرد مرد » يعنى بهشتيان جرد و مرد هستند ! تفصيل اين بحث را در تفسير المنار ( ج 8 ص 472 ) مطالعه كنيد .