الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
13
تفسير مجمع البيان (فارسى)
و ماده . در انواع ديگر درختان و نباتات - اگر چه ممكن است زوج آنها مخفى باشد - به اين صورت ، زوج وجود دارد كه برخى شيرين و برخى ترش ، و برخى گوارا و برخى مليح ، و برخى سفيد و برخى سياه ، و برخى سرخ و برخى زرد هستند ، زيرا هر جنسى از گياهان داراى دو نوع است . پس هر ميوهاى داراى دو زوج و چهار نوع است . يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ : خداوند بوسيلهء پردهء ظلمت شب ، روشنايى روز را مىپوشاند ، اين معنى از حسن است . ابن عباس گويد : يعنى شب را در روز و روز را در شب ، داخل مىسازد . بقولى يعنى : شب را مىآورد تا روشنى روز را ببرد و حيوانات در تاريكى شب ، استراحت كنند و روشنى روز را مىآورد ، تا ظلمت شب بر طرف سازد و مردم ، پى معيشت ، روند . إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ : در آنچه ذكر شد ، بر يكتايى خداوند دلايل آشكارى است تا متفكران براى اثبات صانع ، به آنها استدلال كنند . وَ فِي الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجاوِراتٌ : در روى زمين است ، قسمتهاى مختلفى كه مجاور يكديگر هستند ، برخى كوه سخت و فاقد آب و گياه و برخى نرم و مساعد براى رويش گياه و برخى شوره زار . اين معنى از ابن عباس ، مجاهد و ضحاك است . خداوند متعال در اين جمله ، به اختلاف زمينهاى مجاور اشاره مىكند ، تا نشان دهد كه داراى چنان قدرتى است كه مىتواند اراضى مجاور يكديگر را داراى خاصيتهاى گوناگون و احياناً برخى را شورهزار و غير قابل كشت و زرع قرار دهد . زجاج گويد : مقصود اين است كه زمينهاى مجاور ، برخى آباد و برخى غير آبادند . وَ جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخِيلٌ صِنْوانٌ وَ غَيْرُ صِنْوانٍ : و در روى زمين ، باغهايى از انگور و كشتزارها و نخلهايى است كه از يك اصل خاستهاند يا از اصلهاى مختلف . اين معنى از ابن عباس و مجاهد و قتاده است . كلمهء « صنو » به معناى اصل است . براءِ بن عازب و سعيد بن جبير گويند : « صنوان » نخلى است كه نخلهاى ديگرى اطراف آن را محاصره كرده باشند و « غَيْرُ صِنْوانٍ » نخلهاى متفرق است . جبايى گويد : « صنو » به معناى مثل و « صنوان » به معناى امثال است . پيامبر گرامى اسلام فرمود :