الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
12
تفسير مجمع البيان (فارسى)
كلمهء « صنوان » جمع « صنو » است . كلماتى كه بر وزن « فعل » هستند ، گاهى جمع آنها بر وزن « فِعلان » و گاهى بر وزن « فُعلان » و گاهى بر هر دو وزن آمده است . مثل : « صنو ، صنوان ، ذئب ، ذوبان ، حشِ ، حشّان و حُشّان » و بنا بر اين كسر و ضم حرف صاد ، جايز است . كلمهء « يسقى » را اگر به ياء بخوانيم ضمير مستتر در آن به « زرع » بر مىگردد و اگر به تاء بخوانيم ، ضمير آن به همهء موارد مذكور ، بر مىگردد . مقصود : خداوند متعال ، قبلا در بارهء نعمتهاى خود سخن گفت و امور مهمى از قبيل : بر افراشتن آسمانها و رام كردن خورشيد و ماه را دليل يكتايى خود قرار داد . اكنون در بارهء زمين و چيزهايى كه در آن است ، سخن مىگويد . وَ هُوَ الَّذِي مَدَّ الْأَرْضَ : خداوند ، كسى است كه زمين را از هر طرف ، گسترش داد ، تا حيوانات ، بتوانند بر روى آن زندگى كنند و قرار گيرند . وَ جَعَلَ فِيها رَواسِيَ : و در آن كوههايى استوار ، قرارداد ، تا زمين را حفظ كنند و اگر ميخواست زمين را بوسيلهء ديگرى حفظ كند ، برايش ممكن بود . جز اينكه كوهها را وسيلهء حفظ زمين قرار داد ، زيرا براى درك و فهم مردم مناسبتر هستند و توجه و دقت مردم را بهتر به خود جلب مىكنند . وَ أَنْهاراً : علاوه بر اين ، زمين را بوسيلهء نهرها و رودها شكافت ، تا آبها جريان پيدا كنند و اگر نهرها و رودها نبودند ، اكثر آبها بهدر مىرفت و آبيارى مزارع و باغها غير ممكن مىشد . وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ جَعَلَ فِيها زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ : ابن عباس مىگويد : يعنى ميوهها و محصولات زمينى كه خوراك مردم است ، بر دو نوع ، آفريده شدهاند : سياه و سفيد ، شيرين و ترش ، تابستانه و زمستانه ، تر و خشك . ابو عبيده گويد : زوج گاهى يكى و گاهى دو تاست مثل : زوج نعل و زوج دو نعل . صفت « اثنين » براى تأكيد « زوجين » است . زوج در مورد حيوانات ، عبارت از نر و ماده و در مورد ميوهها عبارت از اختلاف در رنگ است . ماوردى گويد : يكى از دو زوج ، نر و ديگرى ماده است . مثل نخلهاى نر