الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
93
تفسير مجمع البيان (فارسى)
پيغمبر ) بودند . و برخى چون مجاهد گفتهاند : « ضحك » يعنى حائض شد و اين معنى از امام صادق عليه السلام نيز روايت شده چنان كه عرب دربارهء خرگوش گويد « ضحك الارنب » يعنى حائض شد . و ضحك - بفتح ضاد - به معناى حيض است . و در لغت ابى الحارث بن كعب بدرخت خرمايى كه شكوفه يا خرمايش در آمده باشد « ضحك النخلة » گويند . و « ضحك » به معناى همان شكوفهء خرما آمده است . و برخى براى اين معنا كه ضحك به معناى خون حيض است بشعر زير استشهاد كردهاند كه گويد : و ضحك الارانب فوق الصفا * كمثل دم الجوف يوم اللقاء « 1 » ولى فراء گفته است : من آن را از شخص ثقة و قابل اعتمادى نشنيدهام و صحيح آنست كه آن را بطور كنايه گفته است . « قالَتْ يا وَيْلَتى أَ أَلِدُ وَ أَنَا عَجُوزٌ » ساره گفت : براستى كه اين داستان عجيبى است كه من در سن پيرى از شوهرى پير بچهدار شوم ، و اين سخن ساره نه آنكه از روى شك و ترديد او دربارهء قدرت خداى تعالى بوده بلكه چون اين جريان بر خلاف معمول و خارج از عادت بود از اينرو تعجب كرد ، چنانچه موسى عليه السلام هنگامى كه ديد عصايش به صورت اژدهايى در آمده شروع بفرار كرد تا جايى كه به دو گفته شد : « أَقْبِلْ وَ لا - تَخَفْ « 2 » » - باز گرد و نترس - و گرنه ساره ميدانست كه خداى تعالى قدرت اين كار را دارد ، و كلمهء « يا وَيْلَتى » هم كه بر زبانش جارى شد نه اينكه معناى حقيقى آن مقصود بوده و ساره بر خود نفرين كرده است ، بلكه روى عادتى بود كه زنها وقتى دچار تعجب و شگفت شوند اين كلمه را بر زبان جارى كنند . و برخى گفتهاند : ساره از قدرت خدا تعجب نكرد بلكه ميخواست بداند آيا ( پس از اين مژده ) جوان مىشود يا به همين حالى كه هست بچهدار ميگردد كه همهء آنها عجيب و شگفت انگيز بود .
--> ( 1 ) - و خون حيض خرگوشها در بالاى سنگها مانند خون دلها بود كه در روز جنگ ميريخت . ( 2 ) - سورهء قصص آيهء 31 .