الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

70

تفسير مجمع البيان (فارسى)

كه در اصل « ذات اقبال و ادبار » بوده . و در اينجا هم تقدير آيه اين است كه « انه ذو عمل غير صالح » . و اما سخن آن كس كه گفته : معناى آيه اين است كه « اين سؤال تو در مورد چيزى كه بدان علم ندارى عملى ناشايسته است » روى مذاق آنان كه گفته‌اند : عمل قبيح بر انبياء جايز نيست ، درست در نميآيد ، و اگر كسى بدانها بگويد : در صورتى كه انتساب عمل قبيح بر انبياء جايز نباشد ، پس چگونه خدا بنوح فرمود : « فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ » آن چيزى را كه بدان علم ندارى درخواست مكن - و نيز چگونه نوح گفت : « رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْئَلَكَ ما لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ » - پروردگارا به تو پناه ميبرم تا چيزى را كه بدان علم ندارم از تو درخواست كنم - ؟ در جواب گويند : مانعى ندارد كه خدا نوح را از درخواستى كه بدان علم نداشته نهى كند اگر چه چنين درخواستى از او سر نزده بود ، و نوح نيز از چنين درخواستى به خدا پناه ببرد در صورتى كه آن را انجام نداده بود ، چنانچه خداى سبحان پيغمبر خود را از شرك نهى فرموده در آنجا كه ميگويد : « لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ » « 1 » - اگر شرك بورزى محققاً عمل تو تباه مىشود - با اينكه وقوع شرك از پيغمبر جايز نيست ( و او شرك نورزيد ) و باصطلاح بطور قضيهء شرطيه فرموده است . و در خواست نوح عليه السلام در مورد نجات فرزندش مشروط بمصلحت خدا بود نه بطور قطع و غير مشروط ، و چون خداى تعالى بيان فرمود كه مصلحت در نجات او نيست درخواست او بر طرف گرديد ، و جواب خداوند مطابق مضمون درخواست نوح بوده است . « إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ » يعنى تو را بر حذر ميدارم كه از نادانان باشى . يعنى از نادانان مباش ، و جبائى گفته است : يعنى من تو را پند مىدهم تا در نتيجه از زمرهء نادانان نباشى و مسلماً پند خداوند روى نادانى نوح نبوده و او از كار قبيح مبرا است .

--> ( و علوفه مىخورد ) و همين كه ياد بچه‌اش افتاد از شدت اضطراب و نگرانى به عقب و جلو ميرود و اينطرف و آن طرف ميگردد . ( 1 ) - سورهء زمر آيهء 65