الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
57
تفسير مجمع البيان (فارسى)
به او ايمان نياورده بود ( 40 ) و بدانها گفت : بكشتى سوار شويد ، بنام خدا ( تبرك جوييد ) در وقت سوار شدن و ايستادنش ، كه پروردگار من آمرزنده و مهربان است ( 41 ) و آن كشتى آنها را در ميان موجى چون كوهها راه مىبرد ، و نوح پسرش را كه در كنارى بود صدا زد كه اى پسر تو هم با ما سوار شو و با كافران مباش ( 42 ) وى گفت : بكوهى پناه ميبرم تا از ( خطر ) اين آب نگاهم دارد ، به دو گفت : امروز از فرمان خدا ( و عذاب وى ) نگهدارى ( و نگهبانى ) نيست مگر آن كس را كه او رحم كند . و موج ( دريا در اينوقت ) ميان آن دو حائل شد و از جملهء غرق شدگان گشت ( 43 ) . قرائت : از على بن ابى طالب و امام باقر و حضرت صادق عليهم السلام و همچنين از عروة زبير نقل شده كه در آيهء سوم « و نادى نوح ابنه » - بفتح نون و هاء - خواندهاند ، و از عكرمه نيز نقل شده كه « ابنها » خوانده است ، و معناى قرائت عكرمه معلوم است كه مرجع ضمير زن نوح است ، و آن پسر زن نوح عليه السلام بوده ، و روى قرائت ائمهء اطهار نيز « ابنه » مخفف « ابنها » است كه در معنى با قرائت عكرمه يكسان است . شرح لغات : فور : به معناى غليان و جوشش است ، و اصل آن به معناى ارتفاع و بالا آمدن است چنانچه گويند : « فار القدر » يعنى آنچه در ديگ بود بواسطهء غليان بالا آمد . ارساء : نگهداشتن كشتى است بوسيلهاى كه آن را نگاه دارد . عصمت : نگهدارى . تفسير : خداى سبحان در اين آيات جريان نابود كردن قوم نوح را اين گونه خبر ميدهد : « حَتَّى إِذا جاءَ أَمْرُنا » يعنى چنانچه گفته شد اين بود وضع نوح و قوم وى تا وقتى كه فرمان ما دربارهء فرود آمدن عذاب در رسيد . « وَ فارَ التَّنُّورُ » و آب بشدت از تنور جوشيده و بالا آمد . و دربارهء اين تنور چند قول است :