الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
38
تفسير مجمع البيان (فارسى)
مىپنداريم ( 27 ) نوح بدانها گفت اى مردم اگر به بينيد كه من با دليل روشنى از جانب پروردگارم آمدهام و او رحمتى نيز از جانب خود به من داده كه بر شما پوشيده و پنهان مانده آيا من چگونه ( با اينحال ) مىتوانم شما را با تنفرى كه از آن داريد بپذيرش و قبول آن وا دارم ! ( 28 ) . شرح لغات : رذل : به معناى پست و ناچيز و جمع آن ارذل و جمع ارذل اراذل است مثل كلب و أكلب و أكالب و ممكن است جمع ارذل باشد مانند اكبر و اكابر . رأى : به معناى رؤيت آمده و هم به معناى چيزى است كه مورد نظر انسان در كار مىباشد . تفسير : چون در آيات پيشين از وعد و وعيد و بيم و اميد ذكرى بميان آمد بدنبال آن خداى سبحان داستان پيمبران گذشته را براى تأكيد مطلب و ترساندن مردمان كافر و دلدارى پيغمبر - صلى اللَّه عليه و آله - بيان فرموده و بداستان نوح سخن را آغاز كرد . « وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ . . . أَنْ لا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ » نوح را بسوى قومش فرستاديم تا بدانها بگويد : من بيم رسانى آشكارم و شما را بيم دهم كه جز خداى يگانه را پرستش نكنيد ، يعنى خداى را بيگانگى بشناسيد و پرستش جز او را واگذاريد ، و دعوت خود را به اخلاص در عبادت و پرستش آغاز فرمود - و اين معنايى است كه زجاج گفته است - و برخى گفتهاند : حضرت نوح عليه السلام آنها را بتوحيد دعوت كرد زيرا مهمترين چيزها همين بود ، و هيچ عبادتى قبل از شناختن خداوند بيگانگى پذيرفته نيست . « فَقالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ما نَراكَ إِلَّا بَشَراً مِثْلَنا » بزرگان قوم او كه كافر بودند از روى پندار باطلى كه داشتند و خيال ميكردند پيغمبر بايد از غير جنس بشر باشد به دو گفتند ما تو را جز بشرى مانند خود نمىبينيم ، ولى نمىدانستند كه فرستادن پيغمبر از جنس خود مردم چه بسا بصلاح آنها نزديكتر بوده و موجب مىشود تا شبهه