الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
129
تفسير مجمع البيان (فارسى)
به معناى « سوى زيد » است . يعنى مردى جز زيد با ما نيست ، در اينجا نيز معناى آيه اين است كه دوزخيان زفير و شهيق دارند بجز آن عذابهايى كه خدا براى آنها بخواهد و اين وجهى است كه زجاج و فراء و على بن عيسى و جمعى گفتهاند . 2 - استثناء در مورد توقف آنان در محشر و حساب و همچنين مدتى كه در برزخ هستند مىباشد يعنى آنها در دوزخ جاويدانند مگر آن مقدار زمانى را كه در برزخ و قيامت و محشر پيش از ورود بدوزخ بخواهد ، زيرا اگر اين استثنا نبود شايد كسى خيال ميكرد كفار و اهل دوزخ از همان وقتى كه مرگشان فرا ميرسد بدوزخ رفته و در آن جاويدانند ، و اين استثنا براى فهماندن همين نكته است كه هنگام برزخ و محشر و حساب تحت مشيت حق هستند و خلود در دوزخ پس از انجام اين مراحل است و براى اينكه استثناء خالى از فائده نباشد همين اندازه كافى است ، و اين وجهى است كه از ما زنى نقل شده و جبائى نيز آن را اختيار كرده . و اگر كسى بگويد : چگونه پيش از آنكه آنها بدوزخ روند از خلود آنها در دوزخ استثناء شده ؟ جواب آنست كه اين استثناء در موردى كه خبر از ورود آنها بدوزخ نيز پيش از آن صورت گيرد ، چنانچه در اينجا است - جايز مىباشد . 3 - استثناء بجملهء « لَهُمْ فِيها زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ » مربوط است نه به خلود در جهنم و معناى آن چنين است كه : آنها در جهنم صداها و نالهها دارند بجز آنچه خدا بخواهد از ساير انواع عذاب ، چنانچه در آيهء بعدى - در مورد اهل بهشت نيز كه نظير اين استثناء آمده - مربوط بنعمتهاى بهشتيان است كه از مدلول كلام استفاده مىشود ، يعنى اهل بهشت داراى نعمت هستند بجز آن نعمتهاى ديگرى كه خدا براى آنها بخواهد و دليل بر اين معنى همان دنبالهء آيه است كه فرموده « عطاء غير مجذوذ » - عطائى پايان ناپذير و قطع نشدنى - و اين قولى است كه از زجاج نقل شده . 4 - فراء گفته « الا » در اينجا به معناى « واو » است و بقول شاعر استشهاد كرده كه گفته است : و أرى لها داراً بأغدرة * السيدان لم يدرس لها رسم