الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

119

تفسير مجمع البيان (فارسى)

« وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى بِآياتِنا » ما موسى را بوسيلهء معجزات و دليلهاى روشن خويش كه دلالت بر نبوت او ميكرد فرستاديم . « وَ سُلْطانٍ مُبِينٍ » و حجتى آشكارا و خالص از فريب و نيرنگ بنحو اتم و كامل . و لفظ « سلطان » اگر چه به همان معناى آيه و معجزه است ولى جهت اينكه بدنبال « آيات » و به صورت عطف آمده آن است كه « آيات » از نظر بزرگى اعتبار حجت است ولى « سلطان » را از جهت نيروى عظيمى كه در ابطال خصم دارد حجت گويند ، و هر دانشمندى كه دليلى نيرومند براى دفع شبههء طرف نزاع خود داشته باشد داراى سلطنت است . و گفته‌اند : سلطنت از نظر حجت و دليل قوىتر و نافذتر از سلطنت مملكتى است . و هر گاه كسى از نظر دليل ذى حق بود پيرويش واجب است ، و اگر چنين نباشد پيرويش لازم نيست . « إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ » يعنى بسوى فرعون و قوم او و يا اشراف و بزرگان قوم او كه هيبتشان دلها را پر كرده بود . « فَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَ ما أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِيدٍ » و آنان دستور فرعون را پيروى كردند ولى دستور خدا را واگذاردند ، و دستور فرعون هدايت كننده نبود و موجب رشد آنها نمىشد و بخيرى راهبرى نميكرد . و منظور از « أمر » در اينجا كار و فعل است يعنى رفتار و عمل فرعون آنها را بشرّ و بدى وادار ميكرد و از خير و نيكى باز ميداشت . « يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ » و فرعون در روز قيامت پيشاپيش قوم خود پيش ميرود تا آنها را بدوزخ وارد كند چنانچه در دنيا به راه دوزخ آنها را دعوت ميكرد . « فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ » يعنى آبى كه براى رفع تشنگى بر سر آن در آيند آتش است و بد آبشخورى است . و اينكه آبشخور آنان را بنام آتش خوانده براى آن است كه با ورودگاه اهل بهشت كه نهرها و چشمه‌ها است مطابقت داشته باشد ، و برخى گفته‌اند : معناى آيه اين است كه ورودگاه آنان آتش است و بد ورودگاهى است ، و ديگرى گفته : يعنى بهره‌اى كه از آتش نصيب آنها شده به بهره و نصيبى است ، و اينكه لفظ « بئس » به معناى بد در اينجا آمده با اينكه مطابق با عدالت است براى سختى