الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
120
تفسير مجمع البيان (فارسى)
و ناگوارى آن است . « وَ أُتْبِعُوا فِي هذِهِ لَعْنَةً وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ » و در اين دنيا دچار لعنت گردند كه همان غرق در آب باشد و در روز قيامت نيز به لعنت دچار شوند كه همان عذاب آخرت باشد ، و برخى گفتهاند : خدا در دنيا آنان را بلعنت دچار كرد به اين ترتيب كه آنها را از رحمت خود دور ساخت و پيمبران و مؤمنان نيز بر آنها لعنت كنند ، و در روز قيامت نيز بلعنت دچار گردند كه در هر كجا باشند لعنت از آنها جدا نشود . « بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ » يعنى عطاى كسى كه از آتش و لعنت باشد بد عطائى است و اينكه نام آن را عطا گذارده براى مقابلهء آن با عطاهاى اهل بهشت از انواع نعمتهاى الهى است ، قتاده گفته : دو لعنت از جانب خدا براى آنها پى در پى آمده لعنت دنيا و لعنت آخرت ، و نافع بن رزاق از ابن عباس پرسيد : معناى « بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ » چيست ؟ گفت : لعنت دنبال لعنت . « ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْقُرى نَقُصُّهُ عَلَيْكَ » يعنى اى محمد اين خبر از خبرهاى بلاد و شهرها است كه براى تو ذكر كرده و به تو خبر ميدهيم تا تذكر و تسليتى براى تو باشد . « مِنْها قائِمٌ وَ حَصِيدٌ » كه بعضى از اين ديار اكنون آباد و بعضى ديگر خراب و ويران است كه نابود گشته و ديگر آباد نشده است ، و قتاده و ابو مسلم گفتهاند : يعنى بعضى از آن بناها سر پا مانده اگر چه ساكنى در آنها نيست و بعضى به كلى ويران گشته و آثارش از بين رفته مانند علفى كه آن را درو كرده باشند . و ابن عباس گفته : يعنى بعضى از آنها سرپا است كه شما آنها را مىنگريد و بعضى نابود گشته و ساكنانش از بين رفتهاند . « وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لكِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ » و در مورد نابود كردن آنها ما ستمى بايشان نكرديم بلكه خودشان بر خويشتن ستم كردند كه كافر شده و دست بكارهايى زدند كه مستحق نابودى گشتند ، و بدين ترتيب بر خود ستم كردند . « فَما أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ . . . » و بتهاشان كه جز خدا آنها را ميخواندند براى اينان كارى نكرده و بدردشان نخورد .