الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

35

تفسير مجمع البيان (فارسى)

زيرا چون « هدانى » را قبلا آورده ، از تكرار آن بى نياز شده است 2 - به تقدير « اعرفوا » 3 - به تقدير « اتبعوا » مِلَّةَ إِبْراهِيمَ : زجاج گويد : بدل است از « دِيناً قِيَماً » حنيفا : حال از ابراهيم . مقصود قُلْ إِنَّنِي هَدانِي رَبِّي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ : اكنون به پيامبر خود دستور ميدهد كه به كافران بگويد كه خداوند او را به راه راست ارشاد و هدايت فرموده است . برخى گويند : منظور اين است كه خداوند لطف خود را شامل حال او كرده و او را براى هدايت توفيق بخشيده است . معناى « صراط مستقيم » را در سورهء حمد گفته‌ايم . دِيناً قِيَماً مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ : به آنها بگويد : خداوند مرا بدين راستين هدايت كرده است كه همان كيش ابراهيم - مردى كه در عبادت خدا مخلص بود و از شرك و بت پرستى بيزارى مىجست - مىباشد . برخى گفته‌اند : منظور از « قيم » دينى است كه هميشگى است . دين پيامبر اسلام را همان كيش ابراهيم معرفى مىكند ، تا عرب و پيروان اديان كه براى ابراهيم عظمت و احترام قائلند ، ترغيب شوند و اسلام آورند . وانگهى مردم عرب خود را منسوب به ابراهيم و او را بر حق مىدانستند . زجاج گويد : حنيف يعنى مايل و متوجه به اسلام ، زيرا مرد « احنف » يعنى كسى كه پاى او در اصل خلقت ، كج و متوجه به يك طرف باشد . جبائى گويد : يعنى مستقيم . اينكه بمرد شل مىگويند : « احنف » خواسته‌اند در باره‌اش فال نيك بزنند . قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ : سعيد بن جبير و مجاهد و قتاده و سدّى گويند : منظور از . « نسك » قربانى حج و عمره است . حسن گويد به معناى دين و جبائى و زجاج گويند به معناى عبادت است ، بگو : نماز و قربانى و حيات و مرگ من براى پروردگار جهان‌هاست . در اينجا نماز را به اصل واجبات ضميمه كرده