الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
243
تفسير مجمع البيان (فارسى)
بيان آيه 116 - 117 لغت اكثر : فرق آن با اعظم اين است كه اعظم گاهى صفت واحد قرار مىگيرد ولى اكثر نه . خداوند را عظيم و اعظم گويند ولى اكثر نگويند . خرص : دروغ . اصل اين كلمه به معناى دريدن و پاره كردن است . شاعر گويد : ترى قصد المران فيهم كانه * تذرع خرصان بايدى الشواطب يعنى : نيزه شكستهها را در ميان ايشان مىنگرى كه همچون برگ درختان خرماست كه زنان براى بافتن حصير پاره پاره كردهاند . اعلم : اين كلمه هر گاه با « من » استعمال نشود ، داراى دو معنى است : 1 - داناتر از هر چيزى . مثل « اللَّه اكبر » يعنى خدا بزرگتر از هر چيزى است . 2 - يعنى عليم و دانا . شاعر گويد : ان الذى سمك السماء بنى لنا * بيتاً دعائمه اعز و اطول يعنى : كسى كه آسمان را برافراشت ، براى ما خانهاى بنا كرده است كه پايههاى آن محكم و طولانى است . در اينجا اعز و اطول يعنى : عزيز و طويل . اعراب مَنْ يَضِلُّ : دربارهء محل « من » چند وجه است : 1 - منصوب است به حذف باء مثل « أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ » 2 - اين « من » براى استفهام و در محل رفع و مبتداست . مثل « لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصى » ( كهف 12 ) 3 - منصوب است به فعل مقدرى كه « اعلم » بر آن دلالت دارد . اما « من » مضاف اليه براى « اعلم » نيست ، زيرا « افعل » به بعضى از افراد خود اضافه مىشود و خداوند برتر از اين است كه يكى از گمراهان يا گمراه كنندگان باشد . برخى هم « اعلم » را به معناى « يعلم » دانستهاند . چنان كه