الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
120
تفسير مجمع البيان (فارسى)
اشياء تعميم داده است ، زيرا اجسام عموماً يا تر هستند يا خشك . درست مثل اين است كه گفته شود : اجسام جدا يا پيوسته . چه اجسام از اين دو حال خارج نيستند . ابن عباس گويد : منظور از تر و خشك ، نباتات و غير نباتات است . او احتمال ديگرى هم داده است كه منظور آب و صحراست . برخى گفتهاند : منظور زنده و مرده است . از امام صادق ع روايت شده است كه : منظور از « ورقه » سقط جنين و منظور از « حبه » فرزند و منظور از « ظُلُماتِ الْأَرْضِ » ارحام و منظور از « رطب » طفلى است كه زنده بماند و منظور از « يابس » طفلى است كه بميرد . بهر صورت ، برگى كه از درخت بيفتد يا بذرى كه در دل خاك دفن شود و بطور كلى هر تر و خشكى را خداوند مىداند و در لوح محفوظ ، ثبت است . بديهى است كه اينها را در لوح محفوظ ثبت نكرده است كه از خاطرش نروند ، زيرا او همواره به آنها عالم بوده و هست ، بلكه منظور اين است كه در معرض تماشاى فرشتگان باشند و آنها بفهمند كه آنچه روزمره اتفاق مىافتد ، مطابق است با آنچه در لوح محفوظ ثبت شده است ، تا بر علم يقين آنها بصفات خدا افزوده شود . همچنين فايدهء ديگر آن اين است كه مكلف هر گاه بداند كه اعمالش در لوح محفوظ ثبت است و فرشتگان آنها را مطالعه مىكنند ، دواعى او براى انجام كارهاى نيكو و ترك زشتىها تقويت مىشود . حسن گويد : در حقيقت ثبت امور در لوح محفوظ تاكيدى است براى ترك معصيت و اصرار و پافشارى بر نيكيها ، زيرا هر گاه امور و حوادثى كه براى انسان ثواب و عقابى در بر ندارد ، پيش خداوند محفوظ و معين باشد ، كارهايى كه ثواب و عقاب در بردارند ، محفوظتر و معينتر خواهند بود . برخى گفتهاند : منظور از « فِي كِتابٍ مُبِينٍ » اين است كه همهء امور پيش خداوند محفوظند و هرگز مورد غفلت و فراموشى واقع نميشوند . بلخى در تأييد گفتار خود به اين مصراع استشهاد كرده است : « ان لسلمى عندنا ديوانا » يعنى سلمى را پيش ما ديوانى است و به همهء كارهاى او آگاهيم ( در فارسى هم گفته مىشود : پروندهء فلان كس پيش من است . منظور اين نيست كه واقعاً پروندهاى پيش او موجود