الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

82

تفسير مجمع البيان (فارسى)

بيان آيهء 55 - 56 لغت ولىّ : يار و مددكار ، سرپرست و صاحب اختيار . ولى زن ، كسى است كه نكاحش بدست اوست . ولى دم ، كسى است كه صاحب اختيار خون مقتول باشد ، از لحاظ قصاص يا عفو يا گرفتن خونبها . سلطان ، ولى امر ملت است ، كسى است كه شخصى را وليعهد خود كرده ، او را براى جانشينى تربيت مىكند . كميت ، در مدح على گويد : و نعم ولى الامر بعد وليّه * و منتجع التقوى و نعم المؤدّب يعنى چه خوب ولى امر و رهبرى است بعد از پيامبر كسى كه قطب دايرهء تقوى و نيكو ادب كننده‌اى است . مقصود او از « ولى الامر » صاحب اختيار در تدبير امور است . مبرد گويد : « ولى كسى است كه برتر و سزاوارتر از ديگران باشد . مولى نيز مثل ولى است » ركوع : عبارت است از هيأت مخصوصى كه در نماز انجام مىشود . خليل گويد : راكع كسى است كه سر خود را خم كند ، خواه زانوانش به زمين برسند يا نرسند . لبيد گويد : اخبّر اخبار القرون التي مضت * ادبّ كانى كلما قمت راكع يعنى : اخبار دورانهاى گذشته را بيان مىكنم ، در حالى كه چنان مضطربم كه هر وقت مىايستم گويى در حال ركوعم . ابن دريد گويد : راكع كسى است كه به رو در افتد . ركوع در نماز نيز از همين جاست شاعر گويد : و افلت حاجب فوق العوالى * على شقّاء تركع فى الظراب