الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
72
تفسير مجمع البيان (فارسى)
خدا و رسولش نيست . عبد اللَّه بن ابى گفت : - لكن من از دوستى يهوديان بيزارى نمىجويم ، زيرا از حوادث روزگار بيمناكم و بوجود آنها احتياج دارم . پيامبر فرمود : - اى ابو الحبّاب ، آيا گمان مىكنى كه دوستى يهود بسود تست ؟ عبد اللَّه گفت : - بنا بر اين قبول مىكنم . آن گاه آيه نازل شد . سدى گويد : - در جنگ احد ، گروهى از مردم دچار شدت شدند . يكى گفت : پيش فلان يهودى مىروم و از او امان مىگيرم . ديگرى گفت : بديار شام ، پيش فلان مسيحى مىروم و از او امان مىگيرم . از اينرو اين آيه نازل شد . عكرمه گويد : - اين آيه هنگامى نازل شد كه : بنى قريظه به حكم سعد راضى شده بودند و ابى لبابة بن عبد المنذر به آنها گفت : حكم او سر بريدن است . مقصود قبلا دربارهء يهوديان و مسيحيان سخن گفته شد . اكنون خداوند دستور مىدهد كه با آنها دوستى نكنند و از آنها كنارهگيرى كنند . يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى أَوْلِياءَ : اى مردم مؤمن ، به يهوديان و مسيحيان اعتماد نكنيد و از راه دوستى از آنها كمك نخواهيد . بديهى است كه مسلمان از هيچ غير مسلمانى نبايد كمك بخواهد . علت اينكه فقط يهوديان و مسيحيان را ياد مىكند ، اين است كه : هر گاه يارى خواستن از اينها ممنوع شود ، از ساير كفار نيز نميتوان يارى خواست .