الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

60

تفسير مجمع البيان (فارسى)

بيان آيهء 48 لغت مهيمنا : در اصل « مؤيمن » است كه همزهء آن به هاء بدل شده است نظير « ارقت الماء » كه گفته‌اند : « هرقت . . . » بوده اين كلمه اسم فاعل است از : « همين يهيمن هيمنة » مثل : « مسيطر و مبيطر » ازهرى گويد : اصل آن « ايمن يؤيمن » بوده است از باب افعال كه همزهء آن در فعل مضارع باقى مانده ، سپس قلب به هاء شده است . اين كلمه را برخى به صيغهء اسم مفعول قرائت كرده‌اند . شرعه : شريعت ، راه واضح ، راهى كه انسان را به آب - كه وسيلهء زندگى است مىرساند . علت اينكه : دين را شريعت ، گفته‌اند اين است كه انسان را به حيات و نعمت جاودانى رهنمون مىشود . منظور از شريعت ، امورى است كه بوسيلهء آنها خداوند پرستيده مىشود . شاعر گويد : أ تنسونني يوم الشريعة و القنا * بصفين من لباتكم تتكسر يعنى : آيا مرا در روز شريعهء فرات ، فراموش ميكنيد كه در صفين ، نيزه‌ها از سينه‌هاى شما مىشكست . اصل اين كلمه ، به معناى ظهور است چنان كه شروع در كار ، به معناى آغاز كردن و ظاهر كردن آن است . منهاج : راه مستمر و واضح . نهج و منهج نيز به همين معنى است . شاعر گويد : من يك ذا شك فهذا فلج * ماء رواء و طريق نهج يعنى : هر كه شك دارد ، اين است نهر و آب زلال و راه واضح . مبرد گويد : شرعه آغاز راه و منهاج راه راست است . تكرار اين گونه الفاظ براى فائدهء و منظورى است مثل قول حطياة : « و هند اتى من دونها النأى و البعد »