الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
61
تفسير مجمع البيان (فارسى)
ناى و بعد به يك معنى هستند ، لكن در « ناى » دورى كمترى است . گاهى هم هيچ فايدهاى در تكرار آنها نيست مثل : حييت من طلل تقادم عهده * اقوى و اقفر بعد ام الهيثم يعنى : از جايگاهى مرتفع كه عهد آن قديم و بعد از ام هيثم از سكنه خالى بود ، مورد احترام واقع شدى . كلمههاى « اقوى و اقفر » بيك معنى هستند . استباق : مسابقهاى كه ميان دو نفر يا بيشتر باشد . مىفرمايد : « وَ اسْتَبَقَا الْبابَ » ( يوسف 25 : يوسف و زليخا براى رسيدن بدر ، بر يكديگر پيشى مىگرفتند ) اعراب مصدقاً : حال از كتاب مهيمناً : نيز حال از كتاب . برخى گفتهاند : حال است از « اليك » لكن ، اول بهتر است ، زيرا بوسيلهء حرف عطف ، نمىتوان حال را بر حال عطف كرد ، در حالى كه صاحب حال آنها مختلف باشد . ممكن است « مصدقا » را حال از پيامبر و « مهيمنا » نيز عطف بر آن باشد . مقصود در آيات پيش ، شرحى در پيرامون نبوت موسى و عيسى داده شد ، اكنون براى اينكه براى يهوديان و مسيحيان استدلال كند كه نبوت حضرت محمد نيز ثابت و راه او از لحاظ وحى و اعجاز ، راه ايشان است ، مىفرمايد : وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتابِ : ما قرآن را به حق و عدل ، بر تو نازل كرديم ، حال آنكه مطالب تورات و انجيل را در خصوص توحيد و عدل خدا و دلالت بر نبوت و حكم رجم و قصاص ، تصديق مىكند . ابو مسلم گويد : منظور از كتاب ، مكتوب است مثل ضرب به معناى مضروب . يعنى قرآن ، كتب آسمانى پيشين را تصديق مىكند . وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ : ابن عباس ، حسن ، قتاده و مجاهد گويند : يعنى قرآن مجيد ، نسبت بتورات و انجيل ، امين و به حق بودن آنها گواه است .