الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
200
تفسير مجمع البيان (فارسى)
بيان آيهء 102 - 103 لغت بحر : شكافتن « بحرت اذن الناقة » يعنى گوش شتر را شكافتم . بحيرة به معناى اسم مفعول ، شترى است كه گوش آن را شكافته باشند . عرب گوشت بحيره را حرام مىدانست . سائبه : حيوانى كه آن را رها مىكنند و از آن منفعتى نمىبرند . حتى گوشت آن را نميخورند . وصيله : به معناى « موصوله » و به معناى « واصله » هر دو استعمال مىشود . واصله : زنى است كه موى زنى را به موى زنى وصل مىكند و پيامبر چنين زنى را - كه ممكن است از اين راه زن پيرى را بجاى زن جوانى قالب كند - لعن كرده است . موصوله : يعنى چيزى كه به چيز ديگر وصل شده است . البته در آيه ، به شرحى كه خواهد آمد ، به معناى واصله ، مناسبتر است . مقصود اكنون خداوند خبر مىدهد كه قومى مثل آنان كه از پيامبر سؤالات بيهوده ميكردند ، سؤالاتى كردند و چون جواب شنيدند ، كافر شدند . مىفرمايد : - قَدْ سَأَلَها قَوْمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِها كافِرِينَ : در اين باره اقوالى است : 1 - منظور قوم عيسى است . آنها از او خواستند كه برايشان « خوان آسمانى » نازل شود ، آن گاه كافر شدند . اين قول از ابن عباس است . 2 - منظور قوم صالح است كه از او درخواست شتر كردند ، آن گاه شتر را كشتند و كافر شدند . 3 - منظور قريش است كه از پيامبر خواستند كه « صفا » را طلا كند . اين قول از