الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
162
تفسير مجمع البيان (فارسى)
مقدار آن يك « مد » يعنى دو سوم « من » مىباشد . ابو حنيفه گويد : نصف صاع ( تقريبا نصف سه كيلو ) گندم يا جو يا خورما . ساير كفارهها نيز همين اندازه است . اصحاب ما گويند : بايد بهر يك « يك مد » يا « دو مد » داد ( و هر مدى تقريبا يك چارك است ) جايز نيست كه اين مقدار به پنج نفر داده شود . فرقى نيست كه مستمندان زن باشند يا مرد . مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ : در اينباره دو قول است : 1 - منظور نان است ، زيرا نان نسبت به گوشت و نمك و روغن و روغن زيتون و چيزهاى ديگر حد وسط مىباشد 2 - ابن عباس گويد : منظور حد وسط مقدار است . يعنى آن مقدار متوسطى كه در سختى و وفور نعمت به اهل خود مىدهيد بمستمندان دهيد . أَوْ كِسْوَتُهُمْ : حسن و مجاهد و عطا و طاووس گويند : منظور اين است كه بهر - مستمندى يك لباس داده شود . مذهب شافعى هم همين است . ابو حنيفه گويد : مقصود هر چيزى است كه به آن لباس گفته شود . در روايات آمده است كه : بهر يك بايد يك پيراهن و شلوار داد و در صورت عدم تمكن ، يك پيراهن . أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ : يا اينكه بندهاى را آزاد كنند . مقصود از « رقبه » يك انسان سالم است و فرقى ميان مرد و زن و كودك و كافر و مسلمان نيست . البته مسلمان بهتر است . اين سه كفاره ، واجب تخييرى است . برخى گفتهاند : يكى از آنها بطور غير معين واجب است . شرح اين مطالب در كتب اصول فقه ، آمده است . فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ : هر كسى بكفارات مذكور ، دسترسى ندارد ، بايد سه روز روزه بگيرد . كلمهء « صيام » مرفوع و خبر يا مبتداست . حد دسترسى نداشتن است ، اين است كه مخارج يك شبانه روز خود و خانوادهء ، را نداشته باشد . شافعى نيز همين طور گويد . روزه را بايد پى در پى گرفت . چنان كه ابى و ابن عباس و مجاهد و قتاده و اكثر فقها گويند . در قرائت ابن مسعود است « ثلاثة ايام متتابعات » سوگند بر سه قسم است ، 1 - سوگندى كه عمل به مفاد آن واجب و ترك آن معصيت است . در اين صورت ، مخالفت سوگند بدون هيچ خلافى كفاره دارد . مثل سوگند