الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

225

تفسير مجمع البيان (فارسى)

بيان آيهء 69 - 70 لغت صديق : كسى كه همواره حق و حقيقت را تصديق دارد . برخى گفته‌اند : صديق كسى است كه به راستگويى عادت كرده باشد و اين بناء نسبت به كسانى به كار مىرود كه به كارى عادت كرده باشند مثل : سكير يعنى كسى كه همواره مست است و شريب يعنى كسى كه هميشه شراب مىنوشد . شهداء : جمع شهيد يعنى كشتگان راه حق . به آنهايى كه در راه باطل كشته شوند ، شهيد گفته نمىشود . شهادت صفت و حالت مقتولى است كه در راه حق كشته شده و در راه خدا داراى اخلاص است و به حق اقرار دارد و دعوت كنندهء بسوى آن است . انسان مىتواند آرزوى شهادت كند ولى نمىتواند آرزو كند كه بدست كافرى كشته شود زيرا عمل كافر معصيت است و انسان نبايد آرزوى معصيت كند . كلمهء شهادت از اسماء مدح است . برخى گفته‌اند : شهادت عبارت است از صبر بر جنگ دشمنان كه خداوند به آن امر كرده است . اما صبر بر الم به اينكه از درد و جراحت ننالد ، لازم نيست بلكه چنين ناليدنى مباح است در صورتى كه سخنى ناپسند بر خلاف رضاى خداوند نگويد . صالح : كسى كه در راه حسن عمل استقامت داشته باشد . رفيق : همدم و همراه و مصاحب . اين كلمه از « رفق در عمل » يعنى مدارايى است . مرافقت نيز از همين اصل است . مرفق به معناى آرنج دست و وجه تسميهء آن اين است كه بوسيلهء آن دست انسان بهتر در اختيار انسان قرار مىگيرد و نيكوتر مصاحبت و رفاقت مىكند . خداوند متعال مىفرمايد : « وَ يُهَيِّئْ لَكُمْ مِنْ أَمْرِكُمْ مِرْفَقاً » ( سوره كهف 16