الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

202

تفسير مجمع البيان (فارسى)

كه اطاعت پيامبر در حياتش واجب است ، پس از مرگش نيز واجب است زيرا پيروى از شريعت او پس از مرگش بر همهء مردم مكلف ، لازم است . بديهى است كه او همهء جهانيان را بدين خود تا روز قيامت ، دعوت كرد و رسالت او جهانى و همگانى است . وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ : در اين باره مفسران دو نظر دارند : 1 - ابو هريره و ابن عباس بنا بيكى از دو روايت ميمون و ابن مهران و سدى گويند : منظور هر امير و زمامدارى است مختار جبايى و بلخى و طبرى نيز همين است . 2 - جابر بن عبد اللَّه و ابن عباس بنا به روايت ديگر و مجاهد و حسن و عطا و جماعتى گويند : منظور علما است . برخى از آنها گفته‌اند : زيرا علما هستند كه در احكام و در موقع نزاع و اختلاف بايد به آنها رجوع كرد نه زمامداران . اين دو قول از عامه است . لكن اصحاب ما از امام باقر و امام صادق ( ع ) روايت كرده‌اند كه : منظور از « اولى الامر » ائمهء اهل بيت است كه خداوند طاعت ايشان را بطور مطلق واجب ساخته است همانطورى كه طاعت خدا و پيامبر را واجب گردانيده است . اطاعت مطلق شخص يا اشخاص در صورتى واجب مىشود كه معصوم باشند و ظاهر و باطن ايشان يكى باشد و از اشتباه و امر به كار زشت ، مصون باشند . بديهى است كه علما و زمامداران چنين صفاتى ندارند و خداوند برتر از اين است كه مردم را به اطاعت بدون قيد و شرط افرادى امر كند كه مرتكب معصيت مىشوند يا ميان گفتار و كردارشان اختلاف است . شاهد اين مطلب اين است كه خداوند اطاعت او « اولى الامر » را در رديف اطاعت از پيامبر و خدا قرار داده است و اين خود نشان مىدهد كه « اولى الامر » از همهء مردم بالاترند و پيامبر از ايشان برتر و خدا از همگى برتر است . بديهى است كه تنها ائمهء بعدى از آل پيغمبر چنين مزيتى دارند نه ديگران . آنان كسانى هستند كه امامت و عصمت ايشان به ثبوت رسيده و تمام مسلمين بر بلندى رتبه و عدالت ايشان اتفاق دارند ، فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ : اگر در بارهء چيزى از امور دين ، اختلاف كرديد بكتاب خدا و سنت پيامبر رد كنيد اين معنى از مجاهد و قتاده و سدى است . ما مىگوييم : اين اختلاف را به امامانى رد مىكنيم كه پس از وفات پيامبر بجاى او هستند و