الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

203

تفسير مجمع البيان (فارسى)

مثل اين است كه در حيات پيامبر به خود او رد كرده باشيم زيرا آنان حافظ شريعت و خلفاى پيامبر در ميان امت هستند و پس از پيامبر بمنزلهء خود او هستند . سپس خداوند اين مطلب را تاكيد كرد و فرمود : إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ : بدينترتيب رد اختلافات را به خدا و پيامبر از علائم ايمان به خدا و روز واپسين مىشمارد . ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا : طاعت خداوند و طاعت پيامبر و اولو العزم و رد اختلافات به خدا و پيامبر براى شما از لحاظ عاقبت است پس تاويل به معناى مآل امر و سرانجام كار است . مجاهد گويد : يعنى پاداشش نيكوتر است . بقولى يعنى . در دنيا براى شما بهتر و عاقبت آن در آخرت نيكوتر است . زجاج گويد : يعنى رد اختلاف به خدا و پيامبر ، براى شما بهتر از اين است كه خود در صدد حل آن برآييد و آن را به اصل از كتاب خدا و سنت پيامبر برنگردانيد و همين نظر قوىتر است ، زيرا بازگرداندن اختلاف به خدا و رسول و جانشينانش حتماً بهتر از اين است كه خود بدون دليلى بفكر خود اعتماد جويند . برخى استدلال كرده‌اند كه : « فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ . . . » دليل اين است كه : اجماع امت ، حجت است . زيرا در صورتى رد بر كتاب و سنت واجب است كه اختلاف و تنازعى وجود داشته باشد و اگر اختلاف و تنازعى نباشد ، رد بر كتاب و سنت واجب نيست و اين غير از حجيت اجماع معناى ديگرى ندارد . لكن اين استدلال در صورتى صحيح است كه در ميان امت ، فردى معصوم باشد كه شريعت را حفظ كند . و اگر چنين فردى در ميان مردم نباشد ، اجماع مردم كه ممكن است هر امرى باطل باشد ، چه فايده‌اى دارد ؟ ! زيرا ارتباط داشتن حكم به شرطى يا صفتى ، دليل اين نيست كه در غير مورد شرط و صفت ، حكم بر خلاف آن باشد و اين مطلب مورد قبول اكثر علماست . بنا بر اين چگونه مىتوان بر اين دليل اعتماد جست . علاوه بر اين اجماع امت اسلام بر چيزى ممكن است كه مطابق كتاب و سنت باشد پس چگونه مىگويند : هر گاه امت بر امرى اجماع كرد واجب نيست كه رد بكتاب و سنت كند ، در حالى كه رد كرده است ؟ !