الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

162

تفسير مجمع البيان (فارسى)

أَوْ عَلى سَفَرٍ : يا مسافر باشيد . أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائِطِ : كنايه از قضاى حاجت است . برخى گفته‌اند : « او » بمعنى « واو » است مثل : « وَ أَرْسَلْناهُ إِلى مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ » ( سوره صافات 147 ( يعنى او را بسوى يكصد هزار نفر و بيشتر فرستاديم ) زيرا قضاى حاجت از جنس مرض و سفر نيست تا عطفش بر آنها صحيح باشد چه مرض و سفر ، سبب مىشوند كه تيمم مباح گردد و قضاى حاجت سبب واجب شدن تيمم مىگردد . أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ : منظور جماع است ، چنان كه از على ( ع ) و ابن عباس و مجاهد و سدى و قتاده و مختار و ابو حنيفه و جبايى است . و برخى گفته‌اند : منظور لمس با دست يا غير دست است ، چنان كه از عمر بن خطاب و ابن مسعود و شعبى و عطا و شافعى است و صحيح ، معناى اول است ، زيرا خداوند حكم جنب را در حال وجود آب بوسيلهء : « وَ لا جُنُباً إِلَّا عابِرِي سَبِيلٍ حَتَّى تَغْتَسِلُوا » بيان كرده است ، سپس حكم جنب را در حال نبودن آب بيان مىكند . با اينكه حتى حكم كسى كه قضاى حاجت كرده است در صورت نبودن آب بيان مىدارد . بنا بر اين چگونه ممكن است از بيان حكم جنب در صورت نبودن آب ، صرف نظر كند و آيه در صدد حكم شخص محدث است و بايد همه اقسام آن را بيان دارد . بدينترتيب منظور از « لامَسْتُمُ النِّساءَ » جماع است . لمس و ملامسه بيك معنى هستند چه هر گاه يكى از زن و مرد ، ديگرى را لمس كرد ، آن ديگرى نيز او را لمس مىكند . روايت شده است كه عرب و موالى در بارهء لمس اختلاف كرده‌اند : عرب مىگفت : منظور مس است و موالى مىگفتند : منظور جماع است تا اينكه اختلاف آنها نزد ابن عباس كشانيده شد . ابن عباس گفت : موالى ( آزاد شدگان ) غالب شدند . منظور جماع است . علت اينكه : جماع ، لمس ناميده شده ، اين است كه از راه لمس متوسل به جماع مىشوند . فَلَمْ تَجِدُوا ماءً : هر گاه بيماران و مسافران دسترسى به آب نداشته باشند ، خواه آب وجود نداشته باشد يا اينكه استعمال آن براى ايشان غير ممكن يا مضر باشد . ( چنان كه در مورد مريض چنين است ) اصل اين است كه در حال مرض ، استعمال براى