الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
152
تفسير مجمع البيان (فارسى)
بيان آيهء 41 - 42 قرائت كوفيان - بجز عاصم - « تسوى » بفتح تا و سكون سين و يزيد و نافع و ابن عامر « تسوى » بفتح تاء و تشديد سين و ديگران « تسوى » بضم تاء و سكون سين خواندهاند قرائت « تسوى » ( بفتح تاء و تشديد سين ) بنا بر اين است كه در اصل « تتسوى » بوده ، يا تاء دوم در سين ادغام يا حذف شده است و اما قرائت « تسوى » ( بضم تاء و فتح سين و تشديد واو ) فعل مضارع از باب تفعيل است . اعراب كيف : اسم استفهام و در اينجا براى توبيخ به كار رفته است . يعنى : « كيف حال هؤلاء يوم القيامة » حذف دنبالهء اين جمله ، به خاطر اين است كه كلام بر آن دلالت دارد . بديهى است كه « كيف » خبر است براى مبتداى محذوف . جايز نيست كه « كيف » منصوب به « جئنا » باشد زيرا « جئنا » مضاف اليه « اذا » است و مضاف اليه در ما قبل مضاف ، عمل نمىكند . چنان كه صله در ما قبل موصول عمل نمىكند زيرا صله در حقيقت متمم اسم است . مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ : محلا منصوب و حال است زيرا « بشهيد » را توصيف مىكند و چون بر موصوف مقدم شده ، حال است . عامل در « اذا » جواب محذوف آن است و دليل آن « فكيف » است كه قبل از « اذا » ذكر شده . يومئذ : عامل آن « يود » است . در اينجا ما بعد « اذ » در ما قبل آن عمل مىكند ، در حالى كه عمل كردن ما بعد « اذا » در ما قبل آن جايز نبوده زيرا با اضافهء « يوم » به « اذ » ديگر اضافهء « ان » به جملهء ما بعد ، صحيح نيست و به همين دليل « اذ » تنوين داده شده است تا دلالت كند كه تمام شده است .