الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

105

تفسير مجمع البيان (فارسى)

بيان آيهء 25 قرائت اهل كوفه « فاذا احصن » بفتح همزه و ديگران بضم همزه و كسر صاد قرائت كرده‌اند . لغت طول : غناء ، بىنيازى ، اصل اين كلمه از « طول » بمعنى بلندى است زيرا شخص بوسيلهء بىنيازى بمقامات عالى مىرسد . تطول ، يعنى بخشيدن مال و تطاول بر مردم يعنى تفضل بر ايشان همچنين است استطاله « طالت طولك و طيلك » يعنى مدتت دراز شد ، چنان كه شاعر گويد : انا محيوك فاسلم ايها الطلل * و ان بليت و ان طالت بك الطيل يعنى : ما ترا تحيت مىگوييم ، پس سالم باش ، اى شخص با طراوت ، اگر چه زمان تو طولانى باشد . طول بمعنى ريسمان است ، شاعر گويد : لعمرك ان الموت ما اخطا الفتى * لكالطول المرخى و ثنياه باليد يعنى : بجان تو سوگند كه مرگ در بارهء هيچكس بخطا نمىافتد ، مردم مثل حيوانى كه در چراگاه با ريسمان بلند ، او را بسته‌اند كه بچرد و نمىتواند فرار كند ، در دام مرگ گرفتارند . فتى : مرد جوان . فتاة : زن جوان ، كنيز اگر چه پير هم باشد چه مثل پيران ديگر نيست و احترام پيران را ندارد . بطور كلى فتوه بمعنى حالت حداثت و نو ظهورى است و فتيا نيز از همين جاست و عبارت از حكم فقيه در مسالهء تازه است . فتيات جمع فتاة .