الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

13

تفسير مجمع البيان (فارسى)

« فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ » يعنى بعد از دو طلاق اگر باز هم رجوع كرد او را به نيكى نگاهدارد و بطور صحيح و پسنديده با او رفتار نمايد نه اينكه منظورش از رجوع ضرر زدن به او باشد . « أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ » يا او را به نيكى رها كردن . در معناى اين جمله دو وجه گفته شده است : 1 - مراد طلاق سوم است . 2 - مقصود اينست كه زنى را كه طلاق داده شده و در عده است به حال خود واگذارند تا در اثر پايان يافتن عده جدايى حاصل شود ( سدى - ضحاك ) و اين معنا از امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليهما السلام نقل شده است . « وَ لا يَحِلُّ لَكُمْ . . . » خطاب به شوهران است كه براى شما حلال و مشروع نيست كه در موقع طلاق به زور از آنچه بزنان داده‌ايد بازگيريد و خداوند اين حكم را درباره طلاق خلع استثناء زده ميفرمايد : إِلَّا أَنْ يَخافا أَلَّا يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ ، مگر اينكه در اثر عداوت و بغض به يكديگر گمان قوى داشته باشند كه بحدود و احكام خدا عمل نميكنند . ابن عباس ميگويد مراد اينست كه اگر از زن روى بىعلاقگى به شوهر نشوز و نافرمانى ظاهر شود و ابو عبيده ميگويد اگر زن به شوهر خود بگويد من از جنابت تو غسل نمىكنم ( كنايه از اينكه با تو حاضر بآميزش نميشوم ) و اطاعت تو را نمينمايم و كسى را بخوابگاه تو راه داده و بدون اجازه تو ديگرى را به خود راه خواهم داد با چنين وضعى بر مرد حلال است كه زن را طلاق خلع داده و آنچه را از او بگيرد جايز مىباشد . خلاصه اگر شوهر بترسد كه زن با ادامه همسرى مرتكب گناه شود يا واجبى را ترك كند و در مواردى كه بايد زن شوهر را اطاعت كند اطاعت ننمايد در اين صورت بر شوهر حلال است كه زن را طلاق « خلع » دهد . از حسن نيز همين معنى نقل شده است . شعبى ميگويد : مراد نشوز و سرپيچى زن و مرد هر دو نسبت بحقوق يكديگر است .